شراب طهور/ قابل توجه دولابی خوانان

 شراب طهور درباره سلوک عرفانی است و شش فصل دارد: عناوین کلیّات، در آستانه ى سلوک، بنیادهاى حیات و سلوک عرفانى، روحیّات عرفانى، پایه هاى اصلى سلوک و آداب سلوک است . می توان گفت که در میان آثار نویسنده جامع ترین اثر سلوکی همین کتاب  است که در مورد بسیاری مفاهیم رایج توضیحات مفیدی بیان کرده است به عنوان مثال، در بحث توحید در رازقیت جامع ترین بحث قرآنی روایی که تابه حال خوانده بودم در این کتاب بود (ص139). علاوه بر این در سطحی نظری تر، تبیین ساده ای از مبادی عرفان نظری (ص40) را نیز به دست داده است.

زبان این کتاب ساده  است و مهدی طیب،  نویسنده کتاب ، از حاضرین فعال در مجالس مرحوم دولابی است که کتاب مهم و پرمخاطب «مصباح الهدی» را که از طریق تدوین تقریرات مرحوم دولابی تهیه شده است روانه بازار نشر کرده است. «شراب طهور» هم هر چند بدون ذکر نامی از استاد استاد است اما اثر اندیشه های او در آن پیداست. مثلاً یکی از نکات مهم این است که در سلوک، محبت از خداست و اگر بنده حبی دارد بازتاب آن است، چنین دیدگاهی بر اساس نگرش توحیدی است که برای بنده چیزی نمی گذارد حتی محبت. نویسنده از این حب بنده با عبارت «تحبب» یاد می کند(ص114).

برای کسانی که می خواهند از طریق مطالعه وارد وادی سیر وسلوک عرفانی اهل محبت و ولا (مرحوم دولابی) بشوند می توان این کتاب را معرفی کرد. مطالب مطرح شده در این کتاب بسیار ساده ، قرآنی و روایی و به دور از حاشیه ها و تأویلات و شطحیات برخی کتب است و در عین حال مانند یک پل مخاطب را مستعد دریافت معارف بالاتر می کند. همیشه بزرگان اهل معرفت به چنین مقدماتی احتیاج دارند. کتاب مفید و موثر «مصباح الهدی» نیز چنین مقدمه ای را دارد. البته «مصباح الهدی» هم خالی از تصرفات مهدی طیب (حداقل به عنوان تقریرکننده و تدوین گر) نیست و متن اصلی و بدون تصرف سخنان مرحوم دولابی از اندیشه و معنویت بالاتری برخوردار است به همین جهت مجموعه کتب «طوبای محبت» از اصالت  برخوردار است(و حتی می توان گفت محتوایی ثقیل تر دارد) که می تواند به عنوان انتهای سیرمطالعاتی توصیه شود. بنابر این به دولابی خوانان توصیه می شود که اینگونه بخوانند:

مرحله اول: شراب طهور  ، مرحله دوم: مصباح الهدی،  مرحله سوم: طوبای محبت

یکی از مزایای چنین سیری این است که تصورات از اندیشه های متعالی مرحوم دولابی را ترقی می دهد و اصلاح و تکمیل می کند. نقطه مرکزی در اندیشه مرحوم دولابی نگرش توحیدی ولایی است. بر این اساس ایشان بر حدیث مهم اولوالالباب بسیار تأکید می کنند( که متن کامل عربی فارسی آن در مقدمه کتاب طوبای محبت و در کتاب مصباح الهدی آمده است) اما در «شراب طهور» اثری از متن کامل آن حدیث یا شرح و توضیح متن یا مفهوم اصلی آن وجود ندارد. علاوه بر این ، به نظرم در کتاب شراب طهور برخی نکات چندان با اصل اندیشه توحیدی  در طوبای محبت همخوانی ندارند. مثلاً استاد طیب در ص26 کتاب یکی از شاخصه های سلوک را «متعمقانه بودن» معرفی می کند در حالی که در سخنرانی مرحوم دولابی  در عین اهمیت قائل شدن برای تعقل و تفکر، به «تعمق» روی خوشی نشان داده نشده است و بیان این شاخص بی دقتی در فرهنگ سخنان آن مرحوم است. در جای دیگر ، استاد طیب معتقد است شروع معرفت با استدلال و برهان است(ص146) که به نظرم بازهم این تبیین نادقیق است، چنانچه که در جایی دیگر دومین راه یقین تلقین معرفی شده (ص151) که بازهم چنین توضیحی سبب شده اهمیت تلقین و اهمیت گذر از عقل استدلالی در سلوک توحیدی و اهل ولاء مغفول بماند...

و نمی دانم! شاید هم اگر صراحت بیشتری در کار می بود نمی توانستیم «شراب طهور» را برای آنانکه در آغاز راه هستند کتاب مناسبی بدانیم.

زنده باد بهار دیوانه

در بین حکمای اسلامی این جمله گفته شده که : لا تکرار فی التجلی. به تعبیر مرحوم دولابی ما هیچ چیز تکراری نمی خوریم. او روایت «هر کس دو روزش مثل هم باشد ضرر کرده است » را با این مبنا توضیح می داد. خداوند هر روز در شأنی است: کل یوم هو فی شأن. جهان فانی را هم می توان با این مبنا فهمید.

این نو به نو شدن در بهار از همه اوقات پیداتر است. ضرب المثلی محلی در بین ما رایج است که می گویند: بهار دیوانه ! اشاره به این است که رفتارهای بهار غیر منتظره است: گاهی سرداست و گاهی گردم ، گاهی آفتاب و گاهی باران... به نظرم این تغییر را باید نو به نو شدن دانست. و همین راز شادابی و نشاط بهار است . رفتار بهار مثل رفتار کودکان مدام تغییر می کند و کودکان مانند بهار بانشاط و جذاب هستند. اگر بهار غیر از این بود زیبا نبود. ماندن در زمان گذشته مساوی با مرگ است و بهار با همین دیوانگی هاست که محبوب شده است.

پ ن:

این نوشته هیچ ربطی به بهار سیاسی ندارد! بلکه با توجه به این نکته که ما احتیاج به هوای نو داریم منتقد وضع موجود هم محسوب می شود!

امروز هوای شهر غبار است و ظاهرا باید غباری شدن را هم به فهرست دیوانگی های بهار اضافه کنیم. حسن غبار بهار این است که به زودی رفتنی است، ان شاء الله.

نقدی بر جلسات قرآن!

طوبای محبت6- وبلاگ هزارویک حرف

از جمله نظرات منحصربه فرد مرحوم دولابی در باب عکس العمل رایج به قرائت قرآن است.

عرب های آن زمان پنبه در گوششان می گذاشتند که کلام پیغمبر را نشنوند... تا می شنیدند هوار می کردند... الان هم سربه سر اهل سنت که شناس بشوند می گذارم و می گویم چرا وقتی قرآن می خوانند هوار می کنید. انگار دشمن پیدا شده... در یکی از مجالس وقتی قرآن خواندند دیدم دوسه نفر که احتمالا مربوط به جلسات قرآن تهران که مسابقه می گذارند بودند آها آها کردند. گفتند که مثلا ما الله الله می گفتیم اما من فهمیدم کلک می زنند و برای زینت مجلس این کار را بکنند و روی عادت است... یک ناقلایی آن بغل های دنیا توی بشر هست که بوق را می گیرد و به بشر دم می دهد... آن دم ، مال شیطان است نفخ فیه الشیطان. شیطان گول می زند و می خواهد لطائف قرآن را از دستشان بگیرد. توجه به قرآن را بگیرد و انحراف حاصل کند. (طوبای محبت، ج6، صص 111الی113)

از مطالب دیگر می فهمیم که مستند نظر ایشان آیه 204سوره اعراف است. ایشان می گوید: این چقدر بی عقلی است که مثل اهل سنت در وقت خواندن قرآن دادو فریاد کنیم در حالی که قرآن می فرماید وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (مصباح الهدی، 439). از این آیه دو تفسیر می شود داشت. یکی استحباب یا وجوب سکوت حین قرائت قرآن است دومی سکوت بعد از استماع قرائت قرآن. بر اساس تفسیر اول اشکالی بر جلسات و مسابقات فعلی قرآن نیست چون حین قرائت سکوت حاکم است. اما بر اساس تفسیر دوم بعد از استماع قران باید  توجه  به لطائف قرآن شود و لازمه این توجه سکوت است. سکوت بعد از قرائت. ظاهر آیه هم که ابتدا امر به استماع و بعد به سکوت است هم مؤید این تفسیر است. ولی در جلسات امروز درست خلاف این عمل می شود و به عقیده مرحوم دولابی این دم  شیطان است!  و نیز ایشان معتقدند که این بدعت در بین اهل سنت رواج به وجود آمده و به ما هم سرایت کرده است.

اساسا ایشان معقد بودند که تأکید زیاد بر ظواهر قرائت و تجوید، جلسات قرائت قرآن را خراب کرد و از بین برد(مصباح الهدی، 439).

یک تکه نان

داستان یک تکه نان، در واقع چند داستان موازی است که در نقطه ای با هم ملاقات می کنند: در یک امامزاده روستایی کوهستانی پیرزنی ادعای کرامت کرده و گفته : معجزه آسا همه قرآن کریم را در لحظه ای حفظ شده و شفا بخش است . حالا مردم دورش جمع شده اند تا از او شفا بگیرند.  نیروی انتظامی نگران می شود که مبادا بلوایی به پا شود پس یک گروهبان و یک سرباز راه می افتند تا مسئله را بررسی کنند. سرباز یک روستایی ساده دل و کم حرف است  و  حتی آنقدر دورافتاده است که خیلی چیزها برایش تازگی دارند. در مسیر یک کربلایی هم که با برادرش قهر است همراه آنها می شود. در طول مسیر اتفاقاتی می افتد. سرباز که قیس نام دارد، با سه پیرمرد روستایی (آسیابان، کندودار و گاریچی) روبرو می شود و از آنها حرفهایی ساده ولی عمیق می شنود. کم کم همزمان با سلوک سرباز به پیرزن شفاپیدا کرده نزدیک می شویم. وارد امامزاده که می شویم پیرزن ماجرا را با گریه بازگویی می کند و ما متوجه می شویم به واسطه حضور یک جوان قرآن سوره مریم را حفظ شده است. مشخصات آن جوان نشانه های همان سرباز ساده دل است... معلوم نیست سلوک سرباز برای رسیدن به کرامت پیرزن بوده است یا پیرزن به واسطه سرباز صاحب کرامت شده است... زمان به هم ریخته ... هنوز مات و مبهوتم

کمی که بیشتر فکر می کنم جملات سه پیرمرد و رفتارهایشان را (همگی با بازی رضاکیانیان)به یاد می آورم: اینها که حاج اسماعیل دولابی بودند!!

یک تکه نان فیلمی از کمال تبریزی(1383) و نوشته محمدرضاگوهری (نشر نیستان، 1390)

تاریخ به دو روایت

 

تاریخ را از منظر فرهنگ و از منظر انتظار به دو صورت می شود روایت کرد:

 

ادامه نوشته

او نمی آید

مرحوم دولابی می گوید: او نمی آید بلکه ما می رویم!
او سالهاست که پشت دیوار دنیا منتظر ماست. این ماهستیم که دستش را رها کردیم و در بازار دنیا گم شدیم.

زرنگ- خنگ- گیج - شرور

مرحوم محمد اسماعیل دولابی در مورد انتظار نظر ویژه ای دارد. او - به تاسی از استادش آیت الله انصاری همدانی- برای انتظار مراتبی قائل است. بالاترین مرتبه این است که منتظر باتسلیم و پذیرش داده الهی انتظارش به سر رسیده باشد و آنقدر راضی به قضای الهی باشد که آمدن حضرت چیزی برایش اضافه نکند چون ایشان همین حالا هستند و از ما غافل نمی شوند. ایننظر شبیه نظریه فرج فردی است گرچه فکر می کنم عین آن نباشد. مدتها این نظر را در ذهنم داشتم تا اینکه به تعبیری زیبا از ایشان در مورد وظایف منتظران در دوران غیبت  برخوردم:

پدر چهار تا بچه این‌ها را گذاشت توی اتاق و گفت این‌جا‌ها را مرتب کنید تا من برگردم. می‌خواست ببیند کی چه کار می‌کند. خودش هم رفت پشت پرده. از آن‌جا نگاه می‌کرد می‌دید کی چه کار می‌کند، می‌نوشت توی یک کاغذی که بعد حساب وکتاب کند برای خودش. یکی از بچه‌ها که گیج بود یادش رفت. یادش رفت. سرش گرم شد به بازی و خوراکی و این‌ها. یادش رفت که آقاش گفته خانه را مرتب کنید. یکی از بچه‌ها که شرور بود شروع کرد خانه را به هم ریختن و داد و فریاد که من نمی‌گذارم کسی این‌جا را مرتب کند.یکی که خنگ بود، وحشت گرفتش. ترسید. نشست وسط و شروع کرد گریه و جیغ و داد که آقا بیا، بیا ببین این نمی‌گذارد جمع کنیم، مرتب کنیم. اما آنکه زرنگ بود، نگاه کرد، رد تن آقاش را دید از پشت پرده. تند و تند مرتب می‌کرد همه‌جا را. می‌دانست آقاش دارد توی کاغذ می‌نویسد، بعد می‌رود چیز خوب برایش می‌آورد. هی نگاه می‌کرد سمت پرده و می‌خندید. دلش هم تنگ نمی‌شد. می‌دانست که هم ‌این‌جا است. توی دلش هم گاهی می‌گفت اگر یک دقیقه دیر‌تر بیاید باز من کارهای بهتر می‌کنم. آخرش آن بچه‌ شرور همه جا را ریخت به همدیگر. هی می‌ریخت به هم، هی می‌دید این دارد می‌خندد. خوشحال است، ناراحت نمی‌شود. وقتی همه جا را ریخت به هم، همه چیز که آشفته شد، آن وقت آقا جان آمد. ما که خنگ بودیم، گریه کرده بودیم، چیزی گیرمان نیامد. او که زرنگ بود و خندیده بود، کلی چیز گیرش آمد.

 زرنگ باش. خنگ نباش. گیج نباش شرور که نیستی الحمدلله. گیج و خنگ هم نباش. زرنگ باش، نگاه کن پشت پرده رد تنش را ببین و بخند و کار خوب کن. خانه را مرتب کن.

هر کس دو روزش مثل هم باشد ضرر کرده است

هر کس دو روزش مثل هم باشد ضرر کرده است این حقیقتی است که معمولاْ قبول داریم اما گاهی که با آن درگیر می شویم عبرت آموز است . این جمله مشهور استدلال گمنامی دارد که ا زمرحوم دولابی یاد گرفتم. دوروزتان مثل هم نباشد چون جهان لحظه به لحظه درحال تغییر است و هیچ دو روزی مثل هم نیستند. هر روز جدیدی که می آید را تا قیامت دیگر نمی بینید!

شما نظرتان درباره این استدلال چیست؟  

  آمار تغییر لحظه به لحظه جهان را اینجا ببیند

يك نكته تاريخي:

 از مرحوم دولابی در کتاب مصباح الهدی نکته مهمی نقل شده که می تواند برای مورخین قابل تأمل باشد: برخلاف ماجراي قيام امام حسين و ديگر ائمه  يا حتي وعده قيام مهدي موعود ماجراي آزار دختر پيامبر در ديگر امت ها و سرزمين ها منتشر نشده ! شايد خدا  خواسته آبروي مسلمين را به خاطر اين افتضاح بر باد ندهد  

خداودیگرهیچ- گفتارهای دولابی: از خدا جدا نمی توان شد

اصطلاح وحدت وجود از مناقشه برانگیز ترین اصطلاحات درتاریخ تفکر اسلامی است. من در پاسخ اینکه آیا وحدت وجود را می پذیری؟ می گویم: توحید صمدی را می پذیرم. صمد در دروایات یعنی چیزی که خالی نیست و در قران صمد یعنی نه زائیده شده و نه می زاید و نه برایش همتایی هست. توحید صمدی برخلاف توحید عددی ( وحدتی است که همه را در بر می گیرد. توحید عددی یعنی واحد بودن. در کنار عدد یک می توان به دو- سه و بالاتر هم قائل شد. اما توحید صمدی یعنی احد بودن. واحد را می توان یک و احد را می توان تک معنی کرد. تک برخلاف یک به دو نمی رسد. خدا احد است واحد نیست. ( البته واحدالقهار هست که با تفسیر قران به قرآن می توان واحدالقهار را همان احد دانست) البته این ترجمه کافی نیست. احد جز با صمد به درستی فهم نمی شود. قل هوالله احد الله الصمد. توحید عددی می گوید خدا را اطاعت کن. اما ما فقط خدا را فرمان نمی بریم. بلکه بدون او معنا نداریم. توحید صمدی می گوید: خدا خلق می کند اما نمی زاید و زائیده نشده و همتایی ندارد. لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد. گفتن جملات این سوره چه معنایی دارد؟

مرحوم دولابی با توجه به آیات سوره توحید می گوید صمد یعنی هیچ کس از خدا جدا نیست. اشکال اصلی فرزند قائل شدن برای خدا این است که با توحید صمدی نمی سازد. چون فرزند درعین مشابهت دارای استقلال هم هست. اینکه یهود گفتند دست خدا بسته است منظورشان فارغ شدن خدا از خلقت خود بود یعنی خدا آفرید و کا ر را واگذاشت اما این ادعا با توحید صمدی نمی سازد چرا که از خدا  جدا نمی توان شد. می خواهم بگویم اساساً شرک با توحید صمدی است که ناسازگار است وگر نه صرف قائل شدن عدد یک برای خدا کافی نیست و در تاریخ بسیاری کسان بوده اند که خدا را یکی می دانستند اما برایش فرزند قائل می شدند با به این نتیجه رسیدند که دستش بسته است! یا اینکه برای حل مشکلاتشان به غیرخدا پناه می بردند.

گفتارهاي دولابي: نعمتهاي تدريجي

اظهارات مرحوم دولابی درباره مقام معظم رهبریمرحوم دولاي كمتر در مورد سياست اظهارنظر كرده اند. اما هروقت هم چيزي گفته اند بسيار نكته دار بوده است. به طور اتفاقي در سايت پرچم اظهارنظرجالبي را خواندم.

علی اکبر پرورش، وزیر آموزش و پرورش در سال های ابتدایی انقلاب  از قول مرحوم دولابی نقل می کند که: " گفت امام خمینی "رحمت الله" مظهر مهابت بود و رهبری (( آیت الله خامنه ای ))مظهر محبت. خداوند متعال به امام نعمت ها را یکجا داد و امام هم این نعمت ها را برای استقرار نظام جمهوری اسلامی مصرف کردند. ولی نعمت ها به حضرت آقا را خدا تدریجی به ایشان می دهد و در هر مرحله ای متناسب با شرایط، خدا نعمت هایی را به ایشان می دهد یعنی شرایط آن نعمت ها را خود آقا فراهم می کنند.

خداودیگرهیچ: درباره زمان(3)

این جامع ترین مطلبی است که تا به حال به وبلاگم پست کرده ام... بیبیند:

لحظه ها را طی می کنیم تا به خوشبختی برسیم غافل از اینکه خوشبختی همین لحظه ها هستند که طی می کنیم!

ادامه نوشته

خداودیگرهیچ- گفتارهای دولابی:   درباره امام حسین علیه السلام

در اینجا یک نظر منحصر به فرد در مورد کربلا بیان می شود. اگر بخواهیم به تفاسیردیگر دل ببندیم چاره ای نداریم جز آنکه در یک حالت گریه کنیم و در حالتی دیگر به فکر فرو برویم! یعنی در واقع غزل خداحافظی با «گریه بامعرفت »را بخوانیم!
ادامه نوشته

درباره دولابی

برای شناختن دولابی باید از شناخت  اسوه او مدد بگیریم : سلمان فارسی.

ادامه نوشته

خداودیگرهیچ - گفتارهای دولابی: محمدین ابی بکر یا محمدبن علی؟

مرحوم دولابی جمله ای عجیب دارد: محمدبن ابی بکر را دیده ای؟! محمد بن علی هم می توان گفت! (طوبای محبت  ج۴   ص ۱۲). یا همه می دانیم که سلمان اول روزبه بود و بعد خانواده خود راتغییر داد و منا اهل البیت شد. این تغییر خانواده تشریفاتی نبود. چرا که احکام شرعی بر آن مترتب شده بود و تاریخ شهادت داده که حضرت زهرا سلام الله علیها از سلمان رو نمی گرفتند. چطور می شود کسی پدر خود را تغییر دهد؟! زمانی به ذهنم رسید که ای کاش یک بچه سید می بودم و حالا به ذهنم می رسد که می شود! با اکسیر عشق! من  از یکی از نزدیکانم شنیده ام که بزرگی به خوابش آمد و او را به فرزندی قبول کرد. در این مورد نظری دارم:

ادامه نوشته

خداودیگرهیچ - گفتارهای دولابی: نماز

می خواهم برای حضور قلب در نماز معنایی تازه (وشاید فراموش شده) بیان کنم. نماز از زندگی جدا نیست و حضور قلب در نماز به معنی ارتباط قلب با وقت آن نماز است. نماز عبادتی است که با آن زمان را درک می کنیم. نماز ما را از مردمان و بازار و علم و ارتباطات جدا نمی کند بلکه برای برخود با آن طمأنینه می آورد و اوقات خیر و شر را آسان می کند. نباید نماز را جدا شدن از محیط و آدمها معنا کنیم بلکه نماز رسیدن است نه رفتن. در نماز که فقط مخاطبمان خداست  آیا جواب سلام بندگان واجب نیست؟! آیا این به معنای جواز توجه به صدای اطرف نیست؟ دولابی معتقد است که اگر در نماز گمشده ات را پیدا کردی نباید پشیمان و گریان شوی (که حضور قلب نداری!) و می گوید آیا نمی بینی هر وقت در حضور نماز می خوانی خیلی از گمشده ها را پیدا می کنی؟ ... با نمازت وربرو اول آشغال ها پیدا می شود و بعداً چیزهای قیمتی (طوبای محبت، ج3، صص27و28).

معنای «درک زمان» را بیشتر شرح می کنم: نماز «موقوت» است و بايد با توجه به وقتش عمل شود. نماز و روزه با وقت معنی پیدا می کنند. «نمازِ در وقت» یعنی نه به خاطر فراغ برای نماز عجله کنیم ونه به خاطر اشتغال به تأخیرش بیندازیم(نامه27 نهج البلاغه). در وقت مخصوص یک نماز نمی شود نماز دیگری اقامه کرد. وضوی قبل از اذان (اعلام وقت) به امید نماز بعد از اذان آرزوی دراز داشتن است. وقتی برای نماز به پا خواستید پس وضو بگیرید (مائده/6) نه اینکه وضو بگیرید بعد برای نماز برپاشوید. نماز دریافتن وقت و رسیدن به طمأنینه است و باید در وقت و با طمأنینه اقامه شود. پس در حالات مختلف ولی در همه اوقات (درجنگ به نوبت، در سفر شکسته و... نشسته و خوابیده و ایستاده) ادا می گردد چون بر مؤمنین واجبی موقوت است (نساء/103).بلکه نماز باید دائم باشد! و در هر وقت یاد خدا کند. انسان هلوع خلق شده است (و تسلیم وقت نیست) و اگر شر به او برسد جزع می کند و اگر خیر به او برسد منع می کند مگر نمازگزاران، آنها که دائم در نمازند (معارج23-20).

خدا ودیگرهیچ - گفتارهای دولابی - گفتارهای داوری: روشنفکری دینی محال است!

روشنفکران دینی موفق نبودند چون روشنفکری دینی محال است نه اینکه بد است بلکه اصلاً ممکن نیست کسی هم روشنفکر باشد و هم متدین. ممکن است بگویید منظور همه روشنفکر غربی یا غرب زده نیست،  ولی من می گویم این واژه بار معنایی خود را دارد و کافیست روشنفکر را کسی بدانیم که  مفاهیم روشن را اراده کرده است! در اینجا لازم نیست روشنفکر در ظاهر دین را زیر سؤال ببرد بلکه نحوه ارتباط او با خدا و مفاهیم مقدس، میزان تدین او را مشخص می کند  اگر کسی  اندیشه را با اندیشه (ترس) یکی کند عقل و فکرش سبب پرستش خدا می شود ولی اگر عقلانیت انتقادی و جسارت انسان مدرن او را به قدس زدایی و سکولار شدن (سکولار نه به معنای بی دینی بلکه به معنای دنیوی شدن) بکشاند و داد بزند: جرأت دانستن داشته باش (جمله ای که کانت در تعریف روشنفکری گفت)، آن وقت من می گویم روشنفکری دینی محال است، مثلث مربع است و چگونه چیزی که وجود ندارد می تواند منشأ اثر شود؟! روشنفکری دینی ماجرای فهم عدد نوزده است! عددی که یک راز است و خدا می گوید ما این عدد را جز برای این قرار ندادیم تا کسانی که در قلبشان مرض است و کافران بگویند خدا چرا چنین گفته (و روشن حرف نزده) است (مدثر/31). روشنفکران دینی وجود ندارند نه اینکه کسی در تاریخ چنین ادعایی نکرده باشد بلکه منظور این است که روشنفکر دینی یا دین را تفسیر به رأی می کند یا غرب را تکه تکه می فهمد. هرکس به هرچيزي بيش از تسليم اصالت بدهد به پستي مي رود. دولابي بر حديث اولو الالباب بسيار تأكيد مي كند كه در آن آمده نماز وروزه وروايت وعلم  علما و حكما صديقين  نبايد ما را فريب بدهد. اينها گرچه نور هستند اما زياد مهم شده اند و «حجاب نوري» تلقي مي شوند! آنها (غير از اولوالالباب)مانند خران فراري هستند که از چنگ شيرها فرار مي کنند (مدثر/51و50) و نمي خواهند شکار وتسليم شوند. آنها روشنفکر و منورالفکر يا روشن خواه ونورطلب هستند که راززدايي مي کنند وخواهان رسيدن به صحيفه اي باز و واضح (مدثر/53) ومفاهيمي روشن و نوراني هستند. آنها شب زنده داري نمي کنند وترجيح مي دهند ياشب را روشن کنند يا کار روز را در شب انجام بدهند يا حداقل در بستر خواب فرو بروند. آنها را مي توان کساني دانست که فکر مي کنند وتقدير مي کنند اما قرآن مي گويد: خدا بکشدشان به خاطر تقديري که کردند (مدثر/22-19). اين علم نوري است که راهنمايي نمي کند وحجاب نوري است. اولوالالباب را مي توان آنها که روشنفکري نمي کنند دانست. اولوالالباب صيد در پي صياد و مرغ در پی شهباز هستند .

مرغ سان از قفس خاک هوايي گشتم    به اميدي که مگر صيد کند شهبازم

روشنفكري ديني محال است چون دين فقط روشني ها نيست بلكه رازهايي هم هست كه بايد ترس آگاهانه با آنها روبرو شد ولي چنانچه كه داوري مي گويد روشنفكران رازها را كنار مي نهند.

خداودیگرهیچ- نقد هنری - گفتارهای حافظ- گفتارهای دولابی: اخراجی ها

قضای رانده شده را می شود تغییر داد!
ادامه نوشته

گفتارهای دولابی: مقدس مآبی

دولابی دینداری را مقدس مآبی می داند!
ادامه نوشته

گفتارهای دولابی: فردیت

از امشب دولابی را در شبهای قدر تماشا کنید: شبکه دو سیما ساعت ۲۱

مرحوم دولابی در جواب جمله «التماس دعا» يا «قبول باشد» سريعاً مي گفتند: آيا خودت خودت و عملت را قبول داري؟

ادامه نوشته

گفتارهای دولابی

اختصاص یک بخش از یک وبلاگ فکری فرهنگی به او چه وجهی دارد؟ دولابی کیست؟
ادامه نوشته

گفتارهایی از مرحوم حاج اسماعیل دولابی

برنامه پخش شده از شبکه چهار سیما۱

ادامه نوشته