تلاشی برای ظهور انسان شناسی قرآنی

صورت و سیرت انسان در قرآن جلدچهاردهممسير شناخت انسان از جهان بيني الهي به هستي‏ شناسي و از هستي‏ شناسي به انسان شناسي، منتهي مي‏شود و اين شناخت، اصل موضوعي و پيش فرض همه علوم انساني، قرار مي‏گيرد(ص 22). آیا می توان از این کتاب مباحث موثری در باب انسان شناسی بهره برداری کرد؟

به طور خلاصه دیدگاههای انسان شناسانه آیت الله جوادی آملی در مقام خلیفه اللهی انسان  و اعتقاد به تک ساحتی نبودن در کنار اعتقاد به هویت علمی انسان تمرکز می یابد.

ادامه نوشته

شراب طهور/ قابل توجه دولابی خوانان

 شراب طهور درباره سلوک عرفانی است و شش فصل دارد: عناوین کلیّات، در آستانه ى سلوک، بنیادهاى حیات و سلوک عرفانى، روحیّات عرفانى، پایه هاى اصلى سلوک و آداب سلوک است . می توان گفت که در میان آثار نویسنده جامع ترین اثر سلوکی همین کتاب  است که در مورد بسیاری مفاهیم رایج توضیحات مفیدی بیان کرده است به عنوان مثال، در بحث توحید در رازقیت جامع ترین بحث قرآنی روایی که تابه حال خوانده بودم در این کتاب بود (ص139). علاوه بر این در سطحی نظری تر، تبیین ساده ای از مبادی عرفان نظری (ص40) را نیز به دست داده است.

زبان این کتاب ساده  است و مهدی طیب،  نویسنده کتاب ، از حاضرین فعال در مجالس مرحوم دولابی است که کتاب مهم و پرمخاطب «مصباح الهدی» را که از طریق تدوین تقریرات مرحوم دولابی تهیه شده است روانه بازار نشر کرده است. «شراب طهور» هم هر چند بدون ذکر نامی از استاد استاد است اما اثر اندیشه های او در آن پیداست. مثلاً یکی از نکات مهم این است که در سلوک، محبت از خداست و اگر بنده حبی دارد بازتاب آن است، چنین دیدگاهی بر اساس نگرش توحیدی است که برای بنده چیزی نمی گذارد حتی محبت. نویسنده از این حب بنده با عبارت «تحبب» یاد می کند(ص114).

برای کسانی که می خواهند از طریق مطالعه وارد وادی سیر وسلوک عرفانی اهل محبت و ولا (مرحوم دولابی) بشوند می توان این کتاب را معرفی کرد. مطالب مطرح شده در این کتاب بسیار ساده ، قرآنی و روایی و به دور از حاشیه ها و تأویلات و شطحیات برخی کتب است و در عین حال مانند یک پل مخاطب را مستعد دریافت معارف بالاتر می کند. همیشه بزرگان اهل معرفت به چنین مقدماتی احتیاج دارند. کتاب مفید و موثر «مصباح الهدی» نیز چنین مقدمه ای را دارد. البته «مصباح الهدی» هم خالی از تصرفات مهدی طیب (حداقل به عنوان تقریرکننده و تدوین گر) نیست و متن اصلی و بدون تصرف سخنان مرحوم دولابی از اندیشه و معنویت بالاتری برخوردار است به همین جهت مجموعه کتب «طوبای محبت» از اصالت  برخوردار است(و حتی می توان گفت محتوایی ثقیل تر دارد) که می تواند به عنوان انتهای سیرمطالعاتی توصیه شود. بنابر این به دولابی خوانان توصیه می شود که اینگونه بخوانند:

مرحله اول: شراب طهور  ، مرحله دوم: مصباح الهدی،  مرحله سوم: طوبای محبت

یکی از مزایای چنین سیری این است که تصورات از اندیشه های متعالی مرحوم دولابی را ترقی می دهد و اصلاح و تکمیل می کند. نقطه مرکزی در اندیشه مرحوم دولابی نگرش توحیدی ولایی است. بر این اساس ایشان بر حدیث مهم اولوالالباب بسیار تأکید می کنند( که متن کامل عربی فارسی آن در مقدمه کتاب طوبای محبت و در کتاب مصباح الهدی آمده است) اما در «شراب طهور» اثری از متن کامل آن حدیث یا شرح و توضیح متن یا مفهوم اصلی آن وجود ندارد. علاوه بر این ، به نظرم در کتاب شراب طهور برخی نکات چندان با اصل اندیشه توحیدی  در طوبای محبت همخوانی ندارند. مثلاً استاد طیب در ص26 کتاب یکی از شاخصه های سلوک را «متعمقانه بودن» معرفی می کند در حالی که در سخنرانی مرحوم دولابی  در عین اهمیت قائل شدن برای تعقل و تفکر، به «تعمق» روی خوشی نشان داده نشده است و بیان این شاخص بی دقتی در فرهنگ سخنان آن مرحوم است. در جای دیگر ، استاد طیب معتقد است شروع معرفت با استدلال و برهان است(ص146) که به نظرم بازهم این تبیین نادقیق است، چنانچه که در جایی دیگر دومین راه یقین تلقین معرفی شده (ص151) که بازهم چنین توضیحی سبب شده اهمیت تلقین و اهمیت گذر از عقل استدلالی در سلوک توحیدی و اهل ولاء مغفول بماند...

و نمی دانم! شاید هم اگر صراحت بیشتری در کار می بود نمی توانستیم «شراب طهور» را برای آنانکه در آغاز راه هستند کتاب مناسبی بدانیم.

لرزان و لغزان همچون سبک زندگی

لرزان و لغزان چون ژله

اسماعیل شفیعی سروستانی در مقدمه این کتاب 247 صفحه‌ای که توسط انتشارات موعود عصر منتشر شده است، چنین می‌نویسد: «از دور و نزدیک سخنان پر گلایه درباره سبک زندگی و ضرورت اصلاح سبک رایج به گوش می‌رسد بی‌آنکه سخن و اشاره‌ای درباره منشأ این همه تغییر و تلون، آشفتگی، پراکندگی و سرگشتگی انسان معاصر در میان عواملم به میان آمده باشد.»

مهمترین بخش کتاب لرزان و لغزان چون ژله در بخشی از کتاب با همین عنوان از صفحه161 تا218 است که به سبک زندگی- Life style- می پردازد. این کتاب درآمدی بر سبک زندگی است و به عبارتی مقدمه لازم سبک زندگی را بررسی می کند نه همه آن را.  و مواردی که مستقیماً بحث سبک زندگی مطرح می شود مربوط به بعدمنفی آن است چنانچه که براساس کتاب مهم «یهودیان و حیات اقتصادی مدرن» سبک زندگی یهودیانه مورد بحث قرار می گیرد.

اساساً نویسنده معتقد است که عجله برای نسخه پیچیدن برای سبک زندگی از عوارض زندگی ژله ای مدرن است! فصول متعدد کتاب در ظاهر ذیل بحث «درآمدی بر سبک زندگی ما» نمی گنجند. و گرچه شفیعی سروستانی طی گفت و گویی شفاهی اصرار بر پیوستگی مطالب دارد اما به هر حال جای توضیح و درج مقدمه بسیاری خالی می نماید و همچنان سبک نگارش کتاب ژله ای است!

دیدگاه های خاص نویسنده در باب عالم داشتن انسان(ص33)، مقام شاعری همچون یک معلم (ص40) و اعتقاد به اینکه : سخن شاعران، سايه اي است از سايه پيغمبري( ص44)،  کل نگری و نفی تقلیل گرایی(ص177) و... بر یک مبانی و نگرش های خاص استوار هستند که نویسنده از آنها سخنی به میان نمی آورد. این مسئله سبب می شود بسیاری خوانندگان ناآشنا با مبانی فکری نویسنده ، نسبت به مطالب کتاب مواضع سطحی اتخاذ کنند. در حالی که اگر اشاراتی به افکار مارتین هیدگر و سیداحمد فردید یا آرای مشابه در نزد عارفان مسلمان می شد سوءتفاهم کمتری در درک این مفاهیم به وجود می آمد.

اصطلاحات جدید ، مانند واسپس (ص44)  به جای سپس ، بیان نویسنده را منحصر به فرد کرده است و این سبب می شودکه خواننده ناآشنا در مطالعه اول نتواند با مخاطب ارتباط بگیرد. علاوه بر این، اغلاط تایپی(بلم؟؟؟: ص56، جمله: ص84) و املایی (سبقه:ص165) در کتاب کم نیستند و مشکلات ویراستاری فراوانند: عدم ذکر منابع(ص31) ترجمه غلط حدیث (ص46)، جملات ناگهان و بی ارتباط با قبل (ص60: بند اول   ، ص96: مگر نه اینکه): ، نقل قول اشتباه(ص169: جناب مولوی می گوید...)، اشتباه در نامها (سومبارت ورنر!:ص204).  این مشکلات آنقدر زیادند که می بایست یک بار دیگر ویراست جدیدی از کتاب روانه بازار نشر شود.

با این همه این کتاب سرشار از مطالبی خواندنی است و نو است و ارجاع به کتب و داستان های شاخص: دنیای قشنگ نو (ص64)، نمایشنامه فاستوس ( صفحات 87تا90 )، «یهودیان و حیات اقتصادی مدرن» (صفحات203تا207)، فیلمهای سینمایی پاپیون(ص220) و ملک سلیمان(ص139) و.. نشان از ذوق و گستردگی اطلاعاتی نویسنده دارد. و مطالعه آن برای خواننده باحوصله! مفید است.

گزارشی از همایش نقد کتاب در کرمانشاه

دختران آفتاب

یکی از ویژگی های مهم فعالیتهای فرهنگی در سایه نظام جمهوری اسلامی حضور فعال بانوان-  به ویژه با بانوان چادری- است که مهمترین حامی آن دیدگاه های رهبری نظام است و دکتر بانکی هم یکی از مهمترین شارحان این اندیشه به شمار می رود. حضور چشمگیر بانوان مذهبی در فرهنگ و جامعه به حدی بود که روزی تصمیم گرفتم برنامه های بدون بانوان را در شهر خودم شمارش کنم! نگاه رهبری به زن با دیدگاه بسیاری علما متفاوت است که نمونه آن را در بیان دکتر بانکی روایت کردم.

کتاب دختران آفتاب یک دفاع تمام قد از هویت زن در جمهوری اسلامی  و دیدگاه ویژه رهبری آن است.

ادامه نوشته

فتح خون

کتاب فتح خون کتاب شرح ادبی عرفانی و ناتمام ماجرای کربلا و به عبارت دیگر شرح بخش عاشورایی کتاب موسوعه الکلمات الامام حسین ع است. متن نهایی پس از شهید آوینی منتشر شده است و حتی به نظر می رسد عنوان فتح خون از او نباشد! و عبارتی هم در کتاب نیست که معنای مورد نظر از فتح خون را توضیح دهد.

این کتاب را می توان در دسته بندی های مختلفی جای داد: تأویل عرفانی، مقتل امام حسین ، نثر ادبی، تحلیل تاریخی و... همه برای آن قابل تعریفند. به نظرم شأن کتاب هم به عنوان اثری ادبی و هم اثری تحلیلی تاریخی و هم به مثابه یک روضه و یک مقتل قابل تأمل است. انصافا باید گفت که کلمات نافذ و عبارات موثر سیدمرتضی آوینی در قلب خوانندگانش مستقر می شود.

نویسنده گاهی سوالاتی از تاریخ مطرح می کند که نشان از ذهنی پرسشگر دارند: مثلا از شخصیتهای تاریخی  پرسش و پاسخهای قابل تأمل صورت می گیرد: عبدالله بن زبیر که بود؟ (ص12). یا می خوانیم که: مردانی چون « حبیب بن مظاهر » و » مسلم بن عوسجه » كه در كوفه نیز مسلم را همراهی می كردند ... اما چه شد كه چون مسلم بن عقیل از مسجد بیرون آمد ، هیچ كس با او نبود؟ خدا می داند . روایات در این باره گویایی ندارند(ص28). سوال مهم دیگری که ممکن است برای عده ای چندان مهم نبوده و یا حتی آزارشان دهد این بود که امام بعد از گفت گو با حر تصمیم به مراجعت گرفت، این سخن در بسیاری از تواریخ آمده است، اما به راستی آیا امام قصد مراجعت داشته اند؟ (ص50) پاسخی داده نمی شود و پرسش از تاریخ در جان پرسشگر سید باقی می ماند تا شاید عنایتی ببیند. مسئله مهم این است که پاسخ عجولانه ای برای این پرسش ها جعل نمی شود وتنها پرسش به صورت جدی مطرح می گردد.

گاهی قلم به اوج غنای  ادبی و معنایی می رسد:

زمین و آسمان در انتظارند . فرات تشنه است و بیابان از فرات تشنه تر و امام از هر دو تشنه تر. فرات تشنه مشكهای اهل حرم است و بیابان تشنه خون امام و امام از هر دو تشنه تر است؛ اما نه آن تشنگی كه با آب سیراب شود... او سرچشمه تشنگی است(ص69)

یا مثلا :

یاران! اینجا حیرتكده عقل است ... و تا »خود» باقی است ، این«حیرت» باقی است . پس كار را باید به «مِی» واگذاشت ؛ آن مِی كه تو را از «خویش» می رهاند و من وما را درمسلخ او به قتل می رساند . آه ! ان الله شاء ان یراك قتیلا.

کتاب فتح خون یک اثر فاخر است که عباراتش را می توان در گوشه و کنار فضای هیئتی و ادبی کشور دید. ویژگی اصلی آن را می توان پیوند عقل و احساس و همگامی ادبیات و تحلیل های تاریخی دانست ، ویژگی ای که در آثار مشابه – مانند آثار سیدمهدی شجاعی - کمتر یافت می شود؛ اینجاست که باید گفت این اثر در کارنامه سیدمرتضی آوینی یک متن منحصربه فرد است.

------------

- این روزها با تعدادی از دوستان کتابهای شهیدآوینی را می خوانیم. و اولین هم کتاب فتح خون بود.

- شماره صفحات از روی نسخه چاپی نشر ساقی است نه نشر واحه که به تازگی چاپ مجموعه آثار را برعهده گرفته است

- سایت مشرق این مطلب را منتشر کرد: اینجا

- سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس این مطلب را منتشر کرد : اینجا

معرفت شناسی در قرآن

چند هفته ای است که با تعدادی از دوستان کتاب معرفت شناسی در قرآن را در کتابخانه گفت و گو می کنیم. این کتاب جلد 13ام تفسیر موضوعی آیت الله جوادی آملی است و شاید مشکل ترین و دیرهضم ترین کتاب این مجموعه باشد اما بازهم من از این کتاب بسیار مطالب دلپذیر آموختم. با مطالعه این کتاب راه شناخت معرفت شناسی قرانی هموارتر می شود ، واژه کلیدی «وجود» در قرآن مستند می شود، معنی خلاف عادتی از خودشناسی ارائه می گردد، برای قواعد فلسفی شاهد قرآنی ذکر می شود، معرفت شناسی با خودشناسی پیوند می خورد و...

ادامه نوشته

درباره رسائل عرفانی*

«ای عزیزان من! آنچه در هواپرستی می خواهید در ترک هوا برای شما پیدا می شود»

ابن جمله از رساله وصایا منسوب به حاج شیخ علی سعادت پرور است و در واقع از کتاب رسائل عرفانی. این کتاب درباره مرحوم سعادت پرور و البته همراه با مطالبی است که ایشان جمع آوری نموده مانند نکته هایی ناب از آیت ا..بهجت، شرح حال آقای قاضی و نیز نامه هایی که برای عرفا نوشته اند و بخشی از منطق الطیر و دو داستان جالب هم در اواخر کتاب آورده شده به نامهای شیخ صنعان و داستان تحفه عارفه.

کتاب با رساله سیروسلوک منسوب به سید بحرالعلوم شروع می شود، رساله نور وحدت و رساله وصایا هم در این کتاب گنجانده شده است.

این اثر همانطور که از اسمش پیداست معرفی چند رساله عرفانی است. یکی از رساله ها به نام رساله وصایا از خود |آیت الله سعادت پرور است که شامل 141 توصیه عارفانه می شود ، بقیه رساله ها را ایشان یا تصحیح نموده یا تعلیقاتی نوشته اند.

انچه بیشتر از همه مرا مجذوب خود کرد رساله وسایا و بعد هم رساله نور وحدت بود. یک توصیه کوتاه را از رساله وصایای ایشان در ابتدا آوردم و اکنون نکته نابی  دیگراز همین رساله:

ای عزیزان من! محاسبه و مراقبه را د رتمام اعمال و گفتار و کردارتان باید داشته باشید نه سال و ماهی یک مرتبه بلکه شبانه روزی یک مرتبه ، اگر نگویی ساعتی یک مرتبه محاسبه ، هر آنی  مراقبه لازم است.

نکته ای از رساله نور وحدت (از خواجه عبدالله معروف به خواجه حوراء متخلص به مغربی ، ایشان هم عارفی بزرگ در توحید بودند) این رساله قرین به تعلیقاتی از علامه طباطبایی و آیت الله سعادت پرور است:

«همیشه حاضر دل باید بود و از گذشته و آینده یاد نباید کرد و ملاحظه وحدت را هرگز نباید از دست داد».


*یادداشتی از همسرم

در قدیم انسان بودن زن فراموش شد و امروز زن بودن زن!

در قدیم انسان بودن زن فراموش شد و امروز زن بودن زن!


این جمله قابل  تأمل را شاید در مواضع مختلف شنیده و خوانده باشید اما بدانیم که منبع اصلی آن کتاب شهید مطهری است.

ادامه نوشته

فرديد كه بود و چه گفت؟

نگاهي ديگر به

نگاهي دوباره به

مبادي حكمت انسي

چاپ شده در مجله سوره اندیشه شماره 64، ضمیمه اسفار

ادامه نوشته

اسلام از نگاه یک بانوی فرنگی

کتابهای اسلام شناسانانه ای که توسط ما برای خارجی ها و یا توسط خارجیها  درباره ما نوشته می شوند یک  ویژگی مشترک دارند و آن اینکه معمولا می توانند شروع خوبی برای آشنایی با اسلام باشند. کتابهای علامه طباطبایی - گلچینی از معارف تشیع، قرآن در اسلام، شیعه در اسلام و رسالت تشیع در دنیای امروز – از این دسته اند. گویی که یک نفر خالی الذهن  می خواهد بداند دین ما چه برای گفتن دارد. کتابهای سیدحسین نصر مانند قلب اسلام هم در این قاعده جای می گیرند و نیز کتاب درآمدی بر اسلام نوشته آن ماری شیمل (دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ترجمه عبدالرحیم گواهی1376).

این کتاب بحث را از شبه جزیره عربستان در قبل از اسلام شروع می کند و به شخصیت حضرت محمد ص ، گسترش اسلام، قرآن و تعالیم آن، حدیث، شریعت، کلام و فلسفه، تشیع، اسلام عرفانی و در پایان تحولات نوین در درون اسلام می پردازد.

نگاه شیمل به اسلام چند ویژگی دارد.

نویسنده به صورت جداگانه فصلی را به تشیع و فرقه های آن اختصاص داده است و در دیگر مباحث  بر اساس دیدگاه های اهل سنت است به تببین اسلام می پردازد مثلا در باب جنگ صفین معتقد است که معاویه د رجریان به نیزه کردن قرآن ها علی ع را متقاعد کرد که کار را به حکمیت بسپارند و این خلاف دیدگاه تشیع است که معتقد به تحمیلی بودن حکمیت شده است. به هر حال نقد های مترجم مکمل خوبی بر این نوع نگاه است که به صورت پاورقی ذکر شده است.

تعلق خاطر نویسنده به عرفان هم کاملا آشکار است و در این کتاب علاوه بر تعاریف کلی در موضوع، فصلهایی جداگانه با عنوان «اسلام عرفانی و سلسله های تصوف» و «اعتقادات عمومی و تجلیل از اولیا» را ترتیب داده است. جدا از این ، او کتابی مستقل باعنوان ابعاد عرفانی اسلام دارد. با این وجود نگاه شیمل به عرفان هم سنی است و مثلا مسئله منتهی شدن سلسله تصوف به ابوبکر را مطرح می کند.
تجربه شیمل در مناطق ترک و عرب است ودر کتابش اثری از تجربه ایران نمی بینیم. او از مراسماتی ماننند عرس (ص194) نام می برد که لزوما در همه جای جهان اسلام اجرا نمی شوند.

این کتاب حاصل سالها زندگی در میان مسلمانان است و شیمل تنها به تحقیق کتابخانه ای بسنده نکرده است هرچند تجربه مؤلف در مناطق ترک و عرب است ودر کتابش اثری از تجربه ایران نمی بینیم. او از مراسماتی ماننند عرس (ص194) نام می برد که لزوما در همه جای جهان اسلام اجرا نمی شوند. البته شیمل به ایران هم آمد و دکترای افتخاری دانشگاه تهران را هم دریافت کرد. ولی حداقل در این کتاب از اسلام ایرانی چیزی نمی بینیم.

قاعده شرق شناسان این است که نگاهی از بالابه پایین و بدون همدلی به شرق داشته اند. آیا نباید شرق شناسان را به یک دید قضاوت کرد؟  نگاه او نگاه جست و جوگرانه ای است که سعی دارد انصاف را رعایت کند به ویژه اینکه سالها میان مسلمانان زندگی کرده است.در ابتدا از تصویری که شرق شناسان از اسلام به دست داده اند انتقاد می کند و خودش تلاش می کند تا فارغ از مسائل سیاسی و جامعه شناسی  نگرشی سنتی به تاریخ و فرهنگ اسلامی را ارائه دهد. شرق شناسان همیشه سعی داشته اند از دیدی غربی و همچون یک مورد پژوهشی به اسلام بنگرند. اما ظاهراً در اینجا قاعده استثنا می خورد - و یا حداقل سعی نویسنده این است که این کار را بکند - این نگرش سنتی برای شرق شناسی غنیمتی است و اعتبار این کتاب را بالا می برد.


معرفت شناسی و هرمنوتیک از منظری عرفانی

چاپ شده در مجله سوره اندیشه، ش 62و63، شهریور و مهر91، ضمیمه اسفار، صص 27و28

ویلیام چیتیک از عرفان شناسانی است که بسیاری آثار او به زبان فارسی ترجمه شده اند. او به ویژه در مورد مولوی و ابن عربی بسیار پژوهش کرده است. کتاب حاضر دو بخش از کتابی با عنوان  Sufi path of Knowledge  است. اینکه چرا با وجود این همه عرفان پژوه مسلمان ایرانی ما بخش هایی از کتاب یک نویسنده خارجی  را به عنوان کتابی مستقل روانه بازار نشر میکنیم خود حکایتی است که بررسی جداگانه ای می طلبد...

ادامه نوشته

رزقي كه به دنبال تو است

این کتاب مجموعه ای از روایت های زیبا و خواندنی در باب رزق است و من کمتر کتابی را به جامعیت (از جنبه روایی) این کتاب دیده ام.  سخن اصلی در باب «جایگاه رزق انسان در هستی» این است: امروزه اكثر مردم نسبت به تأمين رزق در توهّم شديدي به‌سر مي‌برند اما معصومین پیام دیگری برای ما داده اند: رزق، دو رزق است: رزقي كه تو به دنبال آن هستي و رزقي كه آن به دنبال تو است...

ادامه نوشته

درباره تعلیم و تربیت در ایران

منتشر شده در مجله سوره اندیشه شماره 60 و 61

مقدمه اول: توی ایام نمایشگاه کتاب در ایستگاه مشاوره کتاب مستقر بودم. یک روز جوانی با سرعت آمد و روی صندلی روبروی من نشست و گفت: یک کتاب می خواهم در مورد فلسفه اگزیستانسیالیستی! من هم فوراً پرسیدم می خواهی شروع کنی یا مطالعه قبلی داری، پاسخ درستی نداد و پاسخ سریع می خواست . گفتم یک کتاب در مورد 6 فیلسوف اگزیستانس است: به نام فلسفه های اگزیستانس، قلم روانی دارد از دکتر مصلح... برای شروع کتاب خوبی است. انگار راضی نشده بود گفت می خواهم در مورد تعلیم و تربیت از دیدگاه فلسفه اگزیستانسیالیستی بدانم. جوان بود و درخواستش خیلی حرفه ای بود. اعتراف می کنم نمی دانستم آیا اساساً اگزیستانسیالیسم در موضوع تعلیم وتربیت ورود پیدا کرده است یا نه؟

ادامه نوشته

نقدی بر جلسات قرآن!

طوبای محبت6- وبلاگ هزارویک حرف

از جمله نظرات منحصربه فرد مرحوم دولابی در باب عکس العمل رایج به قرائت قرآن است.

عرب های آن زمان پنبه در گوششان می گذاشتند که کلام پیغمبر را نشنوند... تا می شنیدند هوار می کردند... الان هم سربه سر اهل سنت که شناس بشوند می گذارم و می گویم چرا وقتی قرآن می خوانند هوار می کنید. انگار دشمن پیدا شده... در یکی از مجالس وقتی قرآن خواندند دیدم دوسه نفر که احتمالا مربوط به جلسات قرآن تهران که مسابقه می گذارند بودند آها آها کردند. گفتند که مثلا ما الله الله می گفتیم اما من فهمیدم کلک می زنند و برای زینت مجلس این کار را بکنند و روی عادت است... یک ناقلایی آن بغل های دنیا توی بشر هست که بوق را می گیرد و به بشر دم می دهد... آن دم ، مال شیطان است نفخ فیه الشیطان. شیطان گول می زند و می خواهد لطائف قرآن را از دستشان بگیرد. توجه به قرآن را بگیرد و انحراف حاصل کند. (طوبای محبت، ج6، صص 111الی113)

از مطالب دیگر می فهمیم که مستند نظر ایشان آیه 204سوره اعراف است. ایشان می گوید: این چقدر بی عقلی است که مثل اهل سنت در وقت خواندن قرآن دادو فریاد کنیم در حالی که قرآن می فرماید وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (مصباح الهدی، 439). از این آیه دو تفسیر می شود داشت. یکی استحباب یا وجوب سکوت حین قرائت قرآن است دومی سکوت بعد از استماع قرائت قرآن. بر اساس تفسیر اول اشکالی بر جلسات و مسابقات فعلی قرآن نیست چون حین قرائت سکوت حاکم است. اما بر اساس تفسیر دوم بعد از استماع قران باید  توجه  به لطائف قرآن شود و لازمه این توجه سکوت است. سکوت بعد از قرائت. ظاهر آیه هم که ابتدا امر به استماع و بعد به سکوت است هم مؤید این تفسیر است. ولی در جلسات امروز درست خلاف این عمل می شود و به عقیده مرحوم دولابی این دم  شیطان است!  و نیز ایشان معتقدند که این بدعت در بین اهل سنت رواج به وجود آمده و به ما هم سرایت کرده است.

اساسا ایشان معقد بودند که تأکید زیاد بر ظواهر قرائت و تجوید، جلسات قرائت قرآن را خراب کرد و از بین برد(مصباح الهدی، 439).

زندگی در سفر چهارم

این متن به عنوان نقد ویژه بر روی شبکه کتابخوانان حرفه ای قرار داده شده است

برخی گفته اند این کتاب نگاه تمدنی اسلام است و برخی موضوع کتاب را مهارتهای زندگی گذاشته اند اما این ها تعابیری دقیق نیست. «آداب زندگی» تعبیر بهتری است و شاید به تعبیری امروزی تر بشود گفت: سبک زندگی.
همینقدر می دانیم که مفاتیح الحیاه روایتی قابل تأمل از زندگی در سفر چهارم انسان است.

ادامه نوشته

خاطره ای در شرح حضور قلب

شهید مطهری ملاقات هایی با مرحوم هاشم حداد داشته است و تعریف کرده است که: یكبار كه‌ خدمتشان‌ بودم‌ از من‌ پرسيدند: نماز را چگونه‌ ميخواني‌؟ عرض‌ كردم‌: كاملاً توجّه‌ به‌ معانيِ كلمات‌ و جملات‌ آن‌ دارم‌!فرمودند: پس‌ كِيْ نماز ميخواني‌؟! در نماز توجّه‌ات‌ به‌ خدا باشد و بس‌! توجّه‌ به‌ معاني‌ مكن‌!

(روح مجرد/ص162)

در مورد شرح این جمله من از راویان خاطره نتیجه گیری های متفاوتی دیده ام و هر کس از ظن خود این خاطره را در تأیید نکته و مسئله خود بیان می کرد. یکی در بی فایده بودن بحث از لغات و مفردات می گوید، دیگری از لزوم حال و لذت در نماز به جای علمی کردن نماز می گوید، برخی از بی حاصل بودن حضور قلب به واسطه توجه و مراقبه صرف و برخی دیگر هم بدون توجه به تحلیل موضع مرحوم حداد این خاطره را در تأیید مقام والای ایشان و پایین بودن سطح معنوی شهید مطهری می دانند!

ادامه نوشته

آخرين دفاعيات فلسفي يك متهم

چاپ شده در مجله سوره اندیشه ، شماره ۵۶و۵۷

دادگاه رسمي است: كيفرخواست صادرشده  اتهام  كلي گويي، تناقض و ابهام، بي اعتنايي به سياست و مصلحت، مخالفت با وضع موجود، انتساب به فاشيسم و نازيسم و خشونت و قهر و استبداد و... را وارد كرده است. دادگاه طولاني شده است؛ جلسات متعددند و گفت و گوها فراوان. پرونده متهم 40سال است كه در جريان است. شاكيان پرونده آدمهاي متفاوتي هستند و داعيه هاي مختلفي دارند. اكنون كه متهم دفاعيات خود را مدون كرده و به چاپ رسانيده است مي فهميم همه شُكات با وجود تنوع ديدگاهها در يك مسئله مشتركند و مي توانيم براي اين دادگاه نامي بگذاريم و بگوييم:

ادامه نوشته

علی و فلسفه الهی

علامه فقید سیدمحمدحسین طباطبایی، دفتر انتشارات اسلامی حوزه عملیه قم،1388، 108 صفحه

این کتاب از کتب کم حجم اما خواندنی علامه طباطبایی است. کتابی که تقریبا روایت هایی امیرالمؤمنین در باب توحید را در خود جمع کرده است و همین برای غنای کتاب کافیست: مراحل پنجگانه شناخت خدا و گذر از توحید عددی  پیام اصلی کتاب هستند.

البته کتاب همانطور که از نامش پیداست این تلقی را دارد که فلسفه همان دین با زبانی دیگر است و فلسفه الهی را می شود در کلام امیرالمؤمنین به دست آورد و فلسفه الهی اسلام کمال فلسفه است. اما جدا از این دیدگاه که به وحدت فلسفه و دین اعتقاد دارد، تأملات علامه در غرر روایات توحیدی حضرت بسیار مغتنم است.

مطالعه این کتاب کم حجم اما با کیفیت را از دست ندهید.

نزاع سید وشیخ

این روزها بحثهای ضدعرفان سماتی ها ( مجله سمات با سردبیری مهدی نصیری و میدان داری حسن میلانی) بخشی از مطالعات روزانه من را به خود اختصاص داده اند. به نظرم اصل موضوع این است که نظر قرآن و اهل بیت در این خصوص چیست؟ مشکل این است که هر دو طرف به ثقلین استناد می کنند و هر کس بر استناد دیگری اشکال می کند. برای کسی که می خواهد ورای مجادلات و اتهامات حقیقت را بفهمد چه راهی مناسب است؟ بهترین راه این است که بزرگان قوم در آرامش با هم گفت و گو کنند و سراغ اصل مطلب بروند. اما به نظرم چنین اتفاقی نیفتاده است. مناظره های این روزها جدل هستند تا گفت گو.

ادامه نوشته

یک تکه نان

داستان یک تکه نان، در واقع چند داستان موازی است که در نقطه ای با هم ملاقات می کنند: در یک امامزاده روستایی کوهستانی پیرزنی ادعای کرامت کرده و گفته : معجزه آسا همه قرآن کریم را در لحظه ای حفظ شده و شفا بخش است . حالا مردم دورش جمع شده اند تا از او شفا بگیرند.  نیروی انتظامی نگران می شود که مبادا بلوایی به پا شود پس یک گروهبان و یک سرباز راه می افتند تا مسئله را بررسی کنند. سرباز یک روستایی ساده دل و کم حرف است  و  حتی آنقدر دورافتاده است که خیلی چیزها برایش تازگی دارند. در مسیر یک کربلایی هم که با برادرش قهر است همراه آنها می شود. در طول مسیر اتفاقاتی می افتد. سرباز که قیس نام دارد، با سه پیرمرد روستایی (آسیابان، کندودار و گاریچی) روبرو می شود و از آنها حرفهایی ساده ولی عمیق می شنود. کم کم همزمان با سلوک سرباز به پیرزن شفاپیدا کرده نزدیک می شویم. وارد امامزاده که می شویم پیرزن ماجرا را با گریه بازگویی می کند و ما متوجه می شویم به واسطه حضور یک جوان قرآن سوره مریم را حفظ شده است. مشخصات آن جوان نشانه های همان سرباز ساده دل است... معلوم نیست سلوک سرباز برای رسیدن به کرامت پیرزن بوده است یا پیرزن به واسطه سرباز صاحب کرامت شده است... زمان به هم ریخته ... هنوز مات و مبهوتم

کمی که بیشتر فکر می کنم جملات سه پیرمرد و رفتارهایشان را (همگی با بازی رضاکیانیان)به یاد می آورم: اینها که حاج اسماعیل دولابی بودند!!

یک تکه نان فیلمی از کمال تبریزی(1383) و نوشته محمدرضاگوهری (نشر نیستان، 1390)

چاپ مجدد شاعران در زمانه عسرت

(چاپ شده در مجله سوره اندیشه ۵، ضمیمه اسفار)

سيد احمد فرديد سال1358 در اظهار نظري عجيب در دانشگاه تهران درباره كتاب شاگردبزرگش كه سال 1350 به چاپ  رسيده بود مي گويد: برخي از استادان گروه فلسفه سابق با فراماسونها هم سنخ اند...مي آيند كتابي به نام شاعران در زمان عسرت مي نويسند بدون اينكه حقيقت آن را بفهمند .

عجيب بودن اين سخنان به اين دليل است كه داوري جزو شاگردان اصلي و وفادار و نزديك فرديد است و بلكه بزرگترين شاگرد او. عجيب تر اينكه داوري ياددشت هاي اين كتاب را قبل از چاپ به نظر استادش رسانده است و او تذكراتي داده و اشاراتي كرده كه داوري در حد استطاعت ترتيب اثر داده و ناگزير مطلب را دوباره نوشته است. با اين اوصاف چه شده است كه پس از 8سال فرديد اينگونه شاگرد و كتابش را زير سوال مي برد؟!

ادامه نوشته

چرا راه تجدد دشوار است؟

به بهانه ويراست جديد كتاب ما و راه دشوار تجدد

چاپ شده در مجله سوره اندیشه - دوره جدیدشماره۴

 

 

 

ادامه نوشته

استراتژی انتظار

نوشته اسماعیل شفیعی سروستانی، نشر موعود، دوره سه جلدی (432صفحه)

 

 «چه باید کرد؟» این سؤالی است که ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده است. به دنبال این پرسش عده ای به سمت تعیین استراتژی رفته اند. استراتژی یعنی طرح و برنامه. کسی که به دنبال استراتژی است اگر به کتابی بربخورد که انتظار را یک راهکار معرفی می کند تعجب می کند. او توقع ندارد منتظر شدن را یک «عمل» تلقی کنند. اما نویسنده این کتاب نظری دیگر دارد.

البته این اثر یک کتاب استراتژیک که حاوی دستورالعمل های مشخص باشد نیست. بلکه به گفته شفیعی سروستانی: «این اثر سعی در تذکر اهمیت این موضوع در امر هدایت عمومی جامعه ایرانی پس از انقلاب اسلامی دارد با اشاره به موضوع مهم «انتظار» که مفهوم خاص شیعی خود از استعداد ویژه ای برای تبدیل شدن به یک «استراتژی کلان» برخوردار است. » (استراتژی انتظار - مقدمه جلد اول).

این کتاب در موضوع «غرب زدگی» هم جای می گیرد چرا که انتظار می تواند جایگزین استراتژی های غرب زده ما شود. شفیعی سروستانی انتظار را با نگاه تفکر، فرهنگ و تمدن بررسی می کند و غرب را همین طور. او قائل به نگاه تاریخی به مسائل است پس در جای جای کتاب از تحولات صورت گرفته در نگاه بشر سخن به میان می آید. در اینجا آیات و روایات هم برای رسیدن به خودآگاهی تاریخی مورد بحث قرار می گیرند. «همه کسانی که از دین و دینداری و حتی امام غایب (عج) دم زدند اما متذکر ضرورت تعرض به عالم غربی و فرهنگ و تفکر ویژه آن نشدند، یاران و شاگردان خود را مستعد مستحیل شدن در عالم غربی ساختند» (جلد2، ص59).

جلد سوم عنوانی مسقل دارد: اراده معطوف به حق. به نظر می رسد این نظر در رابطه با استراتژی «اراده معطوف  به قدرت» که نیچه آن را بیان کرد باشد. در اینجا ضرورت طرح پرسش از غرب به عنوان پیش نیاز اتخاذ استراتژی انتظار مطرح می شود. سروستانی می گوید: اگر چه بازسازی همه آنچه حوزه های «تفکر، فرهنگ و تمدن» مسلمین را در دریایی از انفعال، التقاط و امتزاج نظری فرو برده؛ کاری سخت و صعب است؛ لیکن «اراده معطوف به حق» می تواند جاذب لطف و عنایات آسمانی باشد...

اسماعیل شفیعی سروستانی نویسنده ای است که:

  1. اهل تدبردر آیات و روایات اسلامی است
  2. آگاه به تاریخ و غرب مدرن است
  3. ساده می نویسد و نظریاتش شرح متفکرینی است که بیانی موجز و اشارت وار دارند
  4. مطلع از آخرین اخبار حوزه مهدویت و غرب است
  5. آشنا به کار فرهنگی است و خودش مؤسسه فرهنگی موعود عصر را اداره می کند

آثار او به ویژه این اثر ، که به منزله یک دائره المعارف است، به راحتی قابل معرفی به عموم  مردم است. و البته باید پلی به سمت اندیشه های عمیق تر باشد.  

فرامرزنامه

فرامرزنامه: يوسفعلي ميرشكاك،  نشر كليدر، چاپ اول1385، 236صفحه

 

ميرشكاك را با اشعار و نوشته هاي شاعرانه اش درباب مذهب ، انسان و جهان و به خصوص دنياي معاصر مي شناسيم. اكنون مدتي است كه مي توانيم علاوه بر اينها به خلوت يوسفعلي هم سري بزنيم و  در تأملات منحصربه فردش با مضامين عرفاني ويژه سير كنيم.

فرامرزنامه  7 فصل دارد. فرامرزنامه سه فصل را به خود اختصاص داده و در آن همانندسازي ميان اسطوره هاي شاهنامه (كه ميرشكاك تعلق خاطر ويژه اي به آنها دارد) با دنياي معاصر صورت گرفته است و مرتضي (آويني) آخرين فرامرز روي زمين ناميده شده است.  دو فصل نيز اشاراتي درباب امام حسين عليه السلام و عاشوراست. دو فصل ديگر - فصل تأملات و فصل بازگشت به روشنايي - من را به ياد قطعات كتاب عظيم الشأن مصباح الهدي مي اندازد (البته سطح نوشته هاي اين دو را يكسان نمي دانم بلكه جنس تأملات ميرشكاك بوي گفتارهاي دولابي را مي دهد).

ميرشكاك مي گويد: عليرغم همه فتنه ها و شدائد، عصر ما عصر رويكرد به توحيد است اما نه توحيد سياسي و ايدئولوژيك، بلكه توحيد علمي (ص48). همين نكته است كه اهميت اين كتاب را روشن مي كند. دغدغه اصلي زندگي من يعني توحيد در نوشته هاي ميرشكاك تجلي كرده است و من هر وقت كه اين كتاب را ، به ويژه دوفصل مورد اشاره، را مي خوانم بوي توحيد را ،به نحو غيرشعاري و غير سياسي، استشمام مي كنم. نكته مهم اين است كه در اينجا اصل توحيد تنها به اجمال توضيح داده نمي شود بلكه ما به نتايج عملي توحيد هم دعوت مي شويم:

هر گاه طاقت مؤمن طاق شد فرج وي فرا مي رسد (ص40)

وظيفه ما دل به فنا سپردن است با اميد و شادماني... (ص53)

مؤمن نه به گذشته مي انديشد و نه به آينده... گذشته فناشده و بر باد رفته و آينده هنوز نيامده است ، پس اكنون و زمان حال را مي چسبد و در آن به ياد محبوب مشغول مي شود (ص56)

براي هيچ كاري شتاب نكنيد... آنچه مربوط به علم الهي است و از امور غيبت، ناگهان ظهور خواهد كرد (ص59)

فرمود: اي عجم (پارسي) با تو چه كنم؟ گفت: من تو را مي شناسم و بس، هر چه خواهي كن. بر كفن وي با سر انگشت بنوشت« وفدت علي الكريم بغير زاد » ... (ص140)

هر چه با تو گويم به پارسي و تازي همه رمز و راز است و بدان كه هر چه بيني راز است و هر چه شنوي راز است و راز اوست و او را ادراك نتوان كرد سبحانه و تعالي (ص143).

دمبدم نو مي شوي و كسي از گريبان تو سر بر مي آورد ناشناخته (ص217)

تو اويي، اما او همين «تو» نيست. اما با توست. (ص220)

گروهي از متفكران سخت نگران آينده هستند. اما به راستي هرگز آينده اي در كار نخواهد بود همانگونه كه هيچگاه گذشته اي در كار نبوده است (ص225)

صراط مستقيم در ما و با ماست (ص226)

------------------------

فرامرزنامه خلوت رازآلود و بي نظم ميرشكاك است و در آن نثر و نظم، قديم و جديد، عربي و فارسي، عقل و جنون همه در هم پيچيده اند. يوسفعلي ميرشكاك ياغي پرحاشيه و پهلوان مجنون هميشه برايم عجيب بود ولي چيزي بود و هست كه من را به سوي اين گل خاردار مي كشيد. با انتشار فرامرزنامه شايد راز اين كشش روشن شد، هر چند بيش از پيش بر شگفتي هايم افزوده شده است.

 

 

 

ما و تاریخ فلسفه اسلامی

این کتاب به منزله یک جزوه درسی ازکل تاریخ فلسفه اسلامی است به قلم مختصر و مفید دکتر داوری اردکانی. داوری تا کنون در لابلای مباحث فسفی خود شرحی از آراء بزرگان را بازگویی می کرد ولی با چاپ این کتاب  صاحب یک دائره المعارف از استاد فلسفه ایران شده ایم که مرجع پرسشهای ما درباره افکار فلاسفه گذشته (از کندی و فارابی تا علامه طباطبایی و شهید مطهری) است.

کتاب سه فصل دارد: فصل اول کلیاتی درباره فلسفه اسلامی است که آیا اساساً فلسفه اسلامی داریم؟ فصل دوم تاریخ فلسفه با نگاهی معاصر است ( یا همان نسبت ما با تاریخ فلسفه). فصل سوم گزارش وضع فلسفه اسلامی در ایران معاصر است.

داوری گفته این کتاب را در 6ماه نوشته است. این بیان دو نکته دارد. اولاً این 6 ماه در سن 75 سالگی و بعد از 40 سال تاملات فکری و فلسفی بوده است پس این کتاب عصاره یک عمر فلسفی زیستن است. ثانیاً داوری که اکثر کتابهایش حاصل جمع آوری مقالات قبلی اش است این بار به صورت متمرکز به قصد تألیف یک کتاب حجیم قلم را به دست گرفته است. پس این به معنای واقعی یک  کتاب فلسفی تمام عیار است

البته این کتاب تاریخ فلسفه نیست که اگر بود نامش را «تاریخ فلسفه اسلامی» می گذاشتند. بلکه مؤلف سعی کرده است نسبت ما با تاریخ فلسفه را دریابد پس نام کتابش  را «ما و تاریخ فلسفه اسلامی » گذاشته است. تاریخ در وجود انسانها محقق می شود پس گفتن و نوشتن ا زتاریخ فلسفه بدون نظر کردن در ارتباطی که در ما و با ما با آن برقرار می شود حاصلی جز ورق نوشته های  خشک و انتزاعی ندارد.

نسبت ما و تاریخ فلسفه اسلامی را با قلم تنها فیلسوف معاصر ایران دریابید.

رمانی در باب عاشقی و فراماسونری

دیلماج، حمیدرضا شاه آبادی، نشر افق،158صفحه

رمان دیلماج دارای یک داستان متفاوت است و جایزه رمان متفاوت را هم دریافت کرده است. دیلماج روایت یک نمونه ایرانی عصرپهلوی است و شخصیتهایش همگی رنگ و بویی از واقعیت دارند اما داستان نهایتاً ا زتخیل نویسنده بر روی کاغذ آمده است. خلاصه متن کتاب عبارتست از: مجموعه نامه نگاری های یک نویسنده با ناشر برای معرفی و توجیه چاپ داستان زندگی میرزا یوسف معروف به دیلماج، که در پایان ناشر با نشر اثر مخالفت می کند. نویسنده در نامه هایش زندگی دیلماج را روایت می کند: جوانی ساده که برای تحصیل وارد خانواده فروغی ها می شود و در آنجا نسبت به دختر همکلاسی اش دچار عشقی آتشین می شود اما به وصال نمی رسد و پس از ماجراهایی مجبور می شود به خارج از کشور برود  که در  آنجا تحت تعالیم غربی و فراماسونی میرزا ملکم قرار می گیرد. در بازگشت او که حالا آموزش دیده حلقه برادران است ازجوانی ساده به جایی رسیده که مکر می کند و آدم می کشد.

روایت عشق ساده و آتشین دیلماج بسیار قدرتمندانه به تصویر کشیده شده اند. طلیعه کتاب این جمله است: قصه های عشق مجنون می کند...

ما هم امروزه مانند دیلماج درتب تحصیل هستیم و البته می خواهیم از تجربه عاشقی هم استقبال می کنیم! دانشجو باشی و عاشق! این چیزی است که تیپ مورد علاقه جوانان است اما باید مراقب بود... شاید مثل دیلماج بدجوری بازی خورده باشیم!

مردی در تبعید ابدی

این کتاب ملاصدرا را به میان مردم آورد واین فیلسوف بزرگ ، حداقل در نام و ماجرای زندگی ، دیگر گمنام نیست. بسیاری از صحنه ها و بزنگاه های این داستان را در مجموعه تلویزیونی «روشن تر از خاموشی» (مانند گفت گوی شامگاهی ملاصدرا وشیخ بهایی) دیده بودم. با خواندن این کتاب از تأثیرگذاری نادر ابراهیمی بر حسن فتحی در ساخت آن مجموعه آگاه شدم.

این کتاب بر اساس داستان زندگی ملاصدرای شیرازی (صدرالمتألهین) نوشته شده است و البته داستان زندگی او نیست چون نوع نگاه نادر ابراهیمی روایتی شخصی به وجود آورده است...

ادامه نوشته

تربیت پهلوانی

تربیت پهلوانی- اسماعیل شفیعی سروستانی، نشر هلال، 220صفحه ، چاپ1386

 با نام وطرح جلد کتاب خواننده تصور می کند با یک کتاب دراخلاق و جوانمردی درورزش مواجه است. که البته درست هم هم هست اما علاوه بر این ما اساساً با نگاهی فرهنگی به ورزش مواجه شده ایم. به اعتقاد نویسنده ورزش مجموعه ای درهم تنیده با  اعتقاد و فرهنگ است و نوع ورزش کردن مردم نشانه ای از اعتقاد و فرهنگ آنهاست.

مردم ایران چه در باستان و چه بعد از اسلام ورزشی پهلوانی داشتند اما با انفعال در برابر غرب نشانه های زوال آغاز شد و به قول شفیعی سروستانی : همه چیز با توپ آغاز  شد! « تا سال 1299 ش. که اروپاییان مقیم ایران در بیابان های حاشیه تهران توبپ بازی می کردند، بچه های ایرانی تماشاچی بودند اما موج غرب زدگی زیرپای بزرگترهاشان را خالی کرده بود... » (ص155). اعلام موجودیت فوتبال اعلام حضور اخلاق حاکم بر ورزش مدرن نیز بود. (ص160). تأسیس باشگاه ها و مسئله ورزش بانوان و ورود قرص ها و مدال ها نشانه های بعدی تغییر در فرهنگ ورزش هستند که مورد بررسی قرار می گیرند.

تربیت پهلوانی، ارتباط اعتقادات و صورت اعمال ورزشی، تربیت بدنی در ایران باستان، تربیت بدنی در ایران بعد از اسلام، معرفی الگوهای پهلوانی، نشانه های زوال  تربیت پهلوانی ایران و ... از محورهای این کتاب هستند. این اثر با نبوهی از مصداق ها ، مثال ها و شرح ماجراها می تواند رساله ای آموزشی برای دانش پژوهان ورزش ایران و مراکز تربیت مربی ورزشی و بلکه تمام کسانی که به نوعی با ورزش درگیر هستند باشد.

انجیل برنابا - انجیل قرآنی

انجیل برنابا   - نشر نیایش، ترجمه علامه حیدرقلی سردارکابلی، چاپ اول1379، 400 صفحه (با مقدمه719صفحه)

 اسلام با مسیحیت کلیسا اختلاف نظرهایی  دارد:

  • اعتقاد به عدم الوهیت مسیح و اعتراف او به بندگی خدا
  • اعتقاد به مصلوب نشدن و کشته نشدن مسیح
  • بشارت مسیح به پیامبر اسلام و اینکه او ازنسل اسماعیل است نه اسحاق
  • روايت تاريخ مطابق با قرآن و روايات اسلامي مانند اينكه ذبيح ابراهيم اسماعيل بود نه اسحاق
  • تأکید بر احکامی چون ختان که درآیین یهود رایج بود و مسیح آن را تصدیق کرد

اینها محور اختلافات بین اسلام با مسیحیت کلیسایی (اناجیل چهارگانه) است. اناجیل چهارگانه(عهد جدید) تحت تأثیر شائول یهودی (که امروزه به پولس قدیس شناخته می شود) در کنار تورات (عهد قدیم)قرار گرفته اند و مجموعاً «کتاب مقدس» را تشکیل داده اند. پولس یهودی ای بود که ادعا کرد مسیح او را دیده و خواسته تا پیروش باشد. قرآن به مسیحیت یهودی معتقد است و ما شاید بتوانیم بگوییم: انجیل پولسی!  حالا تصورکنید به انجیلی برخوردکنید که بلااستثنا تمام اصول فوق را برخلاف متن اناجیل چهارگانه و طبق نظر اسلام بیان می کند. چه احساسی پیدا می کنید؟! چنین کتابی وجود دارد و از قدیم بوده: انجیل برنابا، حواری مسیح، که کلیسا کتابش را جعلی اعلام کرده است.

قرآن دعوت به انجیل می کند و گاهی از آن نقل قول می کند. پس باید انجیل تحریف نشده ای وجود داشته باشد تا به آن استناد کنیم. مطالعه این کتاب برای یک مسلمان آنقدر غافلگیرکننده است که برخی را به سوی این نظریه کشانده است که بگویند انجیل برنابا ساخته دست مسلمانان است! اما اسناد و تاریخ بر سندیت این انجیل گواهی می دهند. روایت تلاش سران رومی بر ممنوعیت و تخریب این کتاب خود شاهدی بر سابقه طولانی آن است.

جالب است كه اين كتاب برخلاف ديگر اناجيل علاوه بر مواعظ و روايات تاريخي داراي محتوايي معرفتي و در برخي بخش ها احتجاجات و مباحث عقلي است.

انجیل برنابا توسط چندناشر در ایران چاپ شده است (یک ناشر برروی جلد نشان صلیب گذاشته است!!) اما کتاب حاضر با چند مقدمه ( از ویراستار، مترجم، آیت ا.. طالقانی، سیدمحمدرشیدرضا و خلیل سعادت) در باب مباحث جنجالی پیرامون انجیل برنابا  اطلاعاتی خوبی به خواننده می دهد.

مردي با کتابی ازجنس نور

 مردي ازجنس نور   -  انتشارات نيستان، چاپ اول 1388، 148 صفحه

كتاب «مردي از جنس نور » داستان بخشي از زندگي يك مرد گمنام ولي مشهور در قالب يك نمايشنامه جذاب و خواندني است؛ مردي كه دشمنانش در تمام عمر به دنبالش مي رفتند و تا او را با كتاب همراهش از بين ببرند در حالي كه زندگي اي مخفي و همراه با تقيه پيشه كرده بود. كتاب اين مرد آنقدر مهم است كه امام صادق عليه السلام خواندن آن را بر هر شيعه اي توصيه كرده اند. شايد بهتر بود به جاي نام «مردي از جنس نور » ، نام « مردي با كتابي از جنس نور»! بر اين نمايشنامه گذاشته مي شد.

نويسنده اين كتاب ، نويسنده نام آشناي ادبيات معاصر است: سيد مهدي شجاعي. او بعد از نوشتن كتابهاي «كشتي پهلوگرفته» (درباره زندگي حضرت زهرا)، «آفتاب در حجاب» (درباره حضرت زينب)، «پدر،عشق، پسر» (درباره حضرت علي اكبر) ، «سقاي آب و ادب» (درباره حضرت عباس) اكنون به سراغي يكي از اصحاب امير المؤمنين در صدراسلام رفته است: سليم بن قيس هلالي و تعقيب گريزهايش با بني اميه.

كتاب با اين فراز شروع مي شود(ص7) : پيرمردي بلند بالا با گيسوان و محاسني سپيد و لباسي بلند و دشداشه مانند به رنگ آبي قطعه نوري را در كف دو دست بيش رو گرفته و نرم و آرام و محتاط پيش مي رود.

و در لحظاتي كه سليم در حال مرگ است و به ابان ، يار امين خود ، وصيت مي كند كتاب به پايان مي رسد (ص147): پيش از آنكه آنان به بالاي سر من برسند من به ديار باقي سفر كرده ام. جاي كتاب كه امن است و تو هم در امن و اماني. به تو هيج گزندي نمي رسد. تو زنده مي ماني و حقايق اين كتاب را در جهان منتشر مي كني. (ناگهان نيم خيز مي شود انگار كه كسي را ديده است) السلام عليك يا امير المؤمنين. (سپس سرش بر بستر مي افتد و با چشمان باز تمام مي كند.)

براي آنكه از نام و نشان اين كتاب بيشتر بدانيد مطالعه «مردي از جنس نور» را  به شما و همه دوستداران تشيع توصيه مي كنيم.

سوره اندیشه بالاخره منتشر شد

در شرايطي خبر چاپ شماره اول از دوره جديد مجله سوره  را اعلام مي كنم كه هنوز خودم نسخه اي ازآنچه در بازارنشر عرضه شده را نديده ام!

البته نسخه  پيش از چاپ را ديدم كه د رآن مطلبي كوتاه درباره تفكر و تفكير از من درج شده بود.

اين مجله در زمینه اندیشه كاريك گروه جوان  است . البته علاوه برجوانان اهل قلم  آثار و گفتاری از اساتيد به نام مانند دکتر رضا داوری اردکانی،دکتر حسین کچویان،دکتر ابراهیم فیاض،دکتر ناصر فکوهی،دکتر حسن سبحانی، دکتر فرشاد مومنی و .... جمع آوري شده است.

تفاوت اين مجله با ديگر مجلات حوزه انديشه و نظر درمديريت جوان آن است . اعتمادكردن به جوانان كار هركس نيست و من به مديريت قديم حوزه هنري( كه آنها را به كار دعوت كرد ) و مديريت  جديد حوزه هنري ( كه حمايت را ادامه داد) تبريك مي گويم

و نيز از خود بچه هاي سوره انديشه كه كسي همچون من را درلابلاي نوشته هاي جوانان اين سرزمين براي نوشتن انتخاب كردند تشكر مي كنم.

 

چهل سال است که می اندیشم

سالها از دعواي علوم انساني دهه 60 مي گذرد ، آن زمانی که داوری درکیهان فرهنگی ماهیت علوم انسانی و اجتماعی را آشکار می کرد و کتاب توأم با عصبانیت «فلسفه در بحران» (که درچاپ جدید با نام فلسفه در دام ایدئولوژی منتشر شده است) را نوشت. اكنون در پايان دهه 80 دكتر داوري در سن 75 سالگی ، با آرامش و طمأنينه يك پير فلسفه، كتابي در اهميت علوم انساني و نقش آن در توسعه نوشته است.

وقتی به فهرست کتابها و مقالات دکتر داوری ( به ویژه فهرست پایانی کتاب فیلسوف فرهنگ) نگاه می کنیم به گستردگی موضوعاتی که او در زمینه های فلسفه، هنر، ادبیات ، تکنیک، سیاست، فرهنگ، رسانه، ورزش، سینما، آموزش، کار و امور اداری، شهرسازی، نفت و... پیگیری کرده و در رابطه با آن قلم زده پی می بریم، اما در تمامی این موضوعات محور مشترکی وجود دارد و آن نگاه همراه با تفکر به مسائل است و به قول خودش در این کتاب :مرتبه تحقیق.

نوشته هاي داوري معمولاً مثل يك رساله منسجم نيستند و معمولاً كتابهايش همچون كتاب حاضر حاصل مقالات پراكنده اي هستند كه البته با دغدغه واحد نوشته شده اند اما به هرحال يافتن پاسخ اين پرسش، از طرف كسي كه اهل پرسش و طلب است و در پاسخ پرسشهايش جز يكي دوبار (سيري در آراء پوپر و رساله اي در باب سنت و تجدد) رساله نويسي نكرده است، بسيار دشوار است. او خود دراين كتاب وعده يك رساله را داده : قصدم اين است كه اگر مجال داشته باشم، مقاله يا رساله اي بنويسم و در آن به مبادي و اصول علوم اجتماعي و انساني و چگونگي پيدايش  و سير اين علوم و جايگاهشان در عالم تجدد بپردازم (ص28).

او می گوید «آیا می توانیم کل علوم انسانی را نقد کنیم  و درصدد تأسیس علم انسانی از نوع دیگر برآییم؟». از آنجا که او منتظر است ولی خودش بارها از طمع خام نهی می کند و تواضع را شرط تفکر می داند پاسخ می دهد:«این هم، اگرچه دشوار به نظر می آید، اما غیرممکن نیست». و در ادامه شرایط امکان آن را بیان می کند (ص157).

در پشت جلد كتاب آمده است كه: «من هم چهل سال است كه مي انديشم آيا علوم انساني ديگري غير از آنچه هست امكان دارد. بايد به اين امكان فكر كرد وگرنه، كسي كه از علوم انساني چيزي نمي داند چگونه علوم انساني نو بسازد؟ هر علم جديدي در دامن علم قديم پديد مي آيد... اين مهم را به عهده اغيار نمي توان گذاشت.» گويا كسي و كساني بايد بيايند و براي طلب چهل ساله استاد و امثال او آبي بياورند. اين كسان بيگانه نيستند، استاد به دنبال آشنا مي گردد.

کتابی برای زنده ماندن

بعد از واقعه کربلا شیعه به دوران اختناق و تقیه وارد شد. از همان موقع مسئله منتقم کربلا مطرح شد و ائمه در مقابل دعوت شیعیان به قیام مجدد سکوت می کردند و در مقابل قیام برخی از اهل بیت موضع می گرفتند و می فرمودند که سرانجام این قیام ها شکست است. در واقع آنها منتظر منتقم واقعی بودند. در دوران انتظار و دوران تقیه چه باید کرد؟ شمشیر اهل بیت در این زمان صحیفه سجادیه بود. این صحیفه از سینه شاهد کربلا ، زین العابدین علیه السلام، صادر شده بود. اما این شمشیر علمی پنهان بود و اهل بیت آن را به کمتر کسی نشان می دادند و حتی از پسرعموهای خود ،که اهل قیام بودند و مرگ در انتظارشان بود، مخفی می داشتند.  مگر صحیفه چه داشت که این همه در حفظ آن می کوشیدند؟! شاید راز این مخفی کاری و این مراقبت در این جمله  مقدمه صحیفه سجادیه باشد: که ما (ائمه) به حیات دعوت می کنیم و آنها (پسرعموهای ائمه) به مرگ دعوت می کنند.

شیعه تا قیام قائم باید به حیات خود ادامه بدهد و صحیفه سجادیه راز حیات شیعه است. با دعاهای سیدساجدین خود را زنده نگه داریم: با دعای صبحگاهان و شامگاهان. دعا برای پیامبر، فرشتگان و نزدیکان و همسایگان، مرزداران،  دعا در طلب نیاز، دعا در نظر به هلال نو، در دخول به ماه رمضان و وداع با آن، در روز جمعه، روز عرفه.  دعا در شکر و رضا و استخاره، دعا در سختی، بیماری، اشتیاق و آرزومندی،

این کتابی است برای کسانی که در انتظار قیام قائم می خواهند «زنده» بمانند.

 

جلد15مجموعه امام شناسی، اثر علامه سيد محمد حسين حسيني تهراني، كتابي مفصل درباره صحيفه سجاديه ، به ويژه مباحث پيرامون مقدمه اين كتاب است كه مطالعه آن به همه علاقمندان به صحيفه سجاديه توصيه مي شود.

نشریه فرهنگ عمومی منتشر شد

فرهنگ عمومی نشریه ای تازه است که عناوین روی جلد آن توجه من را به خود جلب کرد : آثاری از داوری اردکانی، میرشکاک، رضارهگذر، علی معلم دامغانی و دیگران. سردبیر این نشریه شهریار زرشناس است. همه این اسامی کافی است تا فرصت خواندن این نشریه را ازد ست ندهم.

این نشریه مربوط به دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی است اما مطالب سیاسی آن بسیار پررنگ است. روی جلد نشریه جمله ای عاشورایی دارد اما به جز یک قطعه شعر باقی مطالب درباره مسائل سیاسی کشورو غرب زدگی  در مسائل فرهنگی است. حجم نشریه حدود 280 صفحه کاغذ گلاسه است و آنقدر قلم مطالبش درشت است که می شد آن را در 200 صفحه هم منتشر کرد و آنقدر انتخاب سوتیترها زیاد است که باز هم می شد آن را در 150 صفحه منتشر کرد.

به هر حال به آقای مدیر مسئول (منصور واعظی) و سردبیر تبریک و خسته نباشید می گویم.

معرفی کتاب: ما چگونه ما شدیم؟

این کتاب از شاخص ترین کتابهای سالهای اخیر در حوزه ایرانشناسی است و با نیت ریشه یابی علل عقب ماندگی (با تعریف معمول در جهان: توسعه نیافتگی) نوشته شده است. کتاب زیباکلام با انتقادات زیادی مواجه شد ...

ادامه نوشته

معرفی کتاب: On the internt

نمی دانم درج مطلبی منتقدانه از دنیای وب در یک وبلاگ را چگونه باید توضیح بدهم! همینقدر باید بگویم برای من اینترنت در درجه چندم اهمیت از نظر ارتباط و تبلیغ حقیقت است!
ادامه نوشته

معرفی کتاب: در جست و جوی امر قدسی

  نصر نماینده ایرانی سنت گراها است. سنت گرایی «منتقد ماهیت غرب مدرن» و «مروج معرفت قدسی، هنر و معنویت جاودان» است. درباره نصر و از نصر کتابهای زیادی چاپ شده است. «در جست و جوی امر قدسی» کتابی به صورت گفت و گو در معرفی سنت گرایی و نیز کتابی در معرفی دکتر سید حسین نصر است. کتابی پر از اسامی و اطلاعات گوناگون و با نگاهی مثبت و سنتی. بعضی از نکات منحصر به فرد این کتاب را می خوانیم.
ادامه نوشته

معرفی کتاب: 4 مبحث درباره عناصر تلویزیون

اصل مطلب این کتاب (و 4 مبحث آن ) را می توان اینگونه بیان کرد: در عصر مدرن با تلویزیون فضای زندگی مصنوعی شده است و فهم بشر محدود و سطحی گردیده و شرایط برای تبلیغات و تسلط دیکتاتوروار اقلیت بر مردم به وجود آمده است.
ادامه نوشته

معرفی کتاب: زندگینامه فلسفی من

آیا تا به حال رابطه ای دوگانه با یک نفر پیدا کرده اید، طوری که میان عشق و نفرت دچار کشمکش شوید؟

رابطه دو فیلسوف معاصر آلمانی ، کارل یاسپرس و مارتین هایدگر، به روایت یاسپرس در «زندگینامه فلسفی من» (نشر هرمس) بسیار قابل تأمل است...

ادامه نوشته

معرفی کتاب:shift timing

این کتاب را دو سال پیش با شوق خواندم در حالی که قرار نبود به دست من برسد! من (شاید بی اجازه!) وقتی قرار بود واسطه دادن یک کتاب به یک دوست بشوم با سرعت آن را مطالعه کردم.

ادامه نوشته

معرفی کتاب: jews and modern capitalism

دو دوست آلمانی هر دو درباره راز سرمایه داری تحقیق کرده اند تحقیقی که پروتستانها و پیوریتانها را به عنوان حل معما تحلیل کرد جهانی شد و تحقیقی که پای یهودیان را به میان کشید گمنام ماند. راز سرمایه داری مدرن چیست؟
ادامه نوشته