پسرم مات رنگ خدا!

پسر یک ونیم ساله ام مثل بسیاری کودکان گاهی فیلمهای شلوغ و پرسروصدا را نگاه می کند. این مهم نیست. برایم جالب بود وقتی مات و مبهوت «رنگ خدا»ست. هر وقت متوجه پخش فیلم ضبط شده آن از طرف مادرش می شود بی اختیار از اسباب بازی ها، غذا و ما دل می برد و به حرکات لطیف فیلم دل می سپرد! شاید این نشانه ای است از فطری بودن ساخته هنرمندانه مجید مجیدی. گندمزارها، درختان سبز، بازیگری اهل دل، روابط انسانی، گریه های معصومانه، پرنده ها، موسیقی طبیعی جنگل ... همه چیز لطیف و فطری است. فیلم مجیدی را نباید بسان فیلم های جشنواره ای دانست که بدون نقد و منتقد قابل هضم نیستند. رنگ خدا که به هر چیزی بخورد دلهای زنگار نگرفته را جلب می کند. صبغه الله و من احسن من الله صبغه!


رابطه با نامحرم ، قربانی سیاست

رابطه با نامحرم از حدود فراموش شده جامعه امروز است . به نظر می رسد گاه حکم رعایت حدود رابطه با نامحرم با حکم حجاب و پوشش خلط می شود در حالی که این دو باهم متفاوتند. در تلویزیون دومی بیشتر از اولی رعایت می شود. اما شاید اولی مهم تر باشد.

مسئله مهم تر قربانی شدن این محدوده به پای سیاست است. شاهد در این زمینه فراوان است. من از سریال هاب خوب تلویزیون مثال می آورم چون دوست داشتم این آثار از این لکه ها بری می بودند.

دختریهودی مدارصفردرجه با پسرمسلمان فیلم روابطی کاملا عاشقانه دارند و مدتها باهم سرگرمند اما کسی نمی پرسد چرا این رابطه خارج از محدوده ادامه پیدا می کند وتا پایان هم به یک رابطه شرعی منجر نمی شود! شاید چون نشان دادن ژست یهودی دوستی در کنار صهیون ستیزی ترکیبی مهم است که می شود به خاطرش اهم و مهم کرد.

قهرمان سریال در چشم باد هم مدتی نه چندان کوتاه با دخترروسی تبار تا قبل از ازدواج دل می بازد اما بازهم مهم نیست؛ او یک قهرمان ملی است که در زمان ایستادگی مقابل دو هجوم دشمن درتاریخ معاصر حضور داشته است!

دختر محقق سریال شوق پرواز هم بدون هیچ محدوده ای با یار شهید بابایی سفر می کند و در هواپیما کنارش می نشیند اما بازهم مهم نیست چون مسئله اصلی معرفی زندگی یک سردار بزرگ است.

دختران و پسران عضو سریال راستش را بگو هم مثل یک خانه تیمی با هم سر می کنند اما ...

نمی دانم چرا کسی حساس نمی شود...

در قدیم انسان بودن زن فراموش شد و امروز زن بودن زن!

در قدیم انسان بودن زن فراموش شد و امروز زن بودن زن!


این جمله قابل  تأمل را شاید در مواضع مختلف شنیده و خوانده باشید اما بدانیم که منبع اصلی آن کتاب شهید مطهری است.

ادامه نوشته

کلاه پهلوی: روایت تماس ایرانیان با تمدن غرب

کلاه پهلوی روایت تماس ایرانیان با تمدن غرب است. سریالی آموزشی و فرهنگی. در این موردکتابهای زیادی خواندم اما شاید این اولین روایت تصویری باشد که اختصاصا به این موضوع می پردازد. داستان پر از شخصیت است و همه هر کدام یک دیدگاه دارند. این یعنی برخورد ما با غرب  به روش های مختلفی صورت گرفته است . یکی با حفظ عقل و دین خودش را حفظ کرده است و حتی به رواج برخی مظاهر غرب  که می پسندد کمک می کند و دیگری متعصبانه و خشمگینانه برخورد کرده است. در این میان عده زیادی غافل و مجذوب غرب شدند. از طرفی غربی ها هم متفاوتند: برخی علیه ایران توطئه می کنند، برخی به دنبال شرق شناسی هستند و برخی در فکر غارت خاک ایران. خلاصه اینکه اوضاع پیچیده است... و و اقعیت این است که ایرانیان احوالاتی بس متنوع داشته اند.

ابتدا باید بفهمیم موضع کلی سریال چیست؟این سریال مثلا فقط در باب کشف حجاب نمی تواند باشد، در مورد اسناد توطئه های خارجی یا در مورد ظلم حکومت و خوانین هم می شود صحبت کرد اما ظاهرا سیر داستان در باب آشنایی ایرانیان با غرب است و نکته مهم این است که سعی شده از هر دو طرف در سریال و طیف متنوع دو جبهه، شخصیتهای مختلفی خلق شوند. از یک طرف متدینین باسواد، مدتینین متعصب، شیفتگان مظاهر غرب هستند و از طرف دیگر غارتگران ثروت ایران، علاقمندان به آشنایی با فرهنگ، مشتاقان ترویج فرهنگ مدرن و.... در این میان طرز کنارآمدن دین و مدرنیته صورت های مختلفی دارد که می توان در شخصیتهای مختلف سریال آنها را تحلیل نمود. البته به نظرم اینها تنها مدل های برخورد دین و مدرنیته نیستند. می توان جای برخی را خالی دانست.

فرديد كه بود و چه گفت؟

نگاهي ديگر به

نگاهي دوباره به

مبادي حكمت انسي

چاپ شده در مجله سوره اندیشه شماره 64، ضمیمه اسفار

ادامه نوشته