خداودیگرهیچ - گفتارهای دولابی: محمدین ابی بکر یا محمدبن علی؟
گاهي طينتي کافرانه ، به ما داده شده و هر عملمان بي اثر است. اگر بيچاره و مستضعف باشيم عقاب نمي شويم ولي اگر شناخت داشتيم ولي به تکليفمان (ولو دعاکردن) عمل نکرديم مسئول هستيم. مگر نه اينكه خداهنوز دستش در آب وگل است(مصباح الهدي,ص 359)؟ و مگر نه اينکه طينت هاي کافر و مؤمن با هم مخلوط شده اند و مگر نه اينكه خدا زنده (مومن) را از مرده (کافر) بيرون مي کشد؟ مگر نه اينکه مي شود دوباره متولد شد؟ مگر نه اينکه مشيت و اراده از صفات فعل هستند نه ذات؟ (کتاب توحيد شیخ صدوق، باب اراده و مشيت). مگر نه اينکه قضا و قدر دو خلق از خلق هاي خدا هستند و خدا در خلقش هرچقدر بخواهد مي افزايد؟ (فاطر/1 ،توحيد باب قضا و قدر). آدمها گرچه سعيد و شقي خلق مي شوند اما لحظه خلقت همان لحظه تسليم وفنا و عشق است!
دوش ديدم که ملائک در ميخانه زدند گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند
ما گرچه نمي توانيم خودمان را بسازيم اما مي توانيم خود را خراب سازيم و به «خراب» «آباد»! يا خرابات برويم و با از ميان برداشتن خود، خود را به سازنده بسپاريم و خميرمان را دوباره شکل بدهيم.
بر در ميخانه عشق اي ملک تسبيح گوي کانجا طينت آدم مخمر مي کنند
اين کار در افتادن با تقدير نيست بلکه اوج تسليم است. اين کار بداء است وهيچ چيزي مثل بداء مايه بندگي و تعظيم خدا نمي شود (توحيد، باب بداء).
سلام!