خداوديگرهيچ: مظلوميت يا حماسه؟
كليد شخصيت امام حسين عليه اسلام مظلوميت است نه حماسه. البته مظلوميت حسيني بدون حماسه حسيني نيست. بلكه بحث بر سر اين است كه كدام يك اصل است و كدام يك فرع. برخلاف نظر شهيد مطهري در يادداشتهاي كتاب حماسه حسيني شعار يا مظلوم حذف شدني نيست. دلايل اين مدعا مي تواند موارد ذيل باشند.
-روايتي كه امام حسين مي گويد من كشته اشكم و هيچ كس من را ياد نمي كند جز آنكه مي گريد (امالی شیخ صدوق، مجلس28).
- امام حسين شهيد است. شهيد طبق نظر قرآن مصيبت زده است (به مطلب شهادت رجوع كنيد)
- كربلا يعني كرب و بلا. و در كرب و بلا بايد گريست تا به خدا نزديك شد. اين معني را خود امام (در كتاب لهوف سيد بن طاووس) در دوم محرم سال 60 هجري بيان كرده اند: اللهم اني اعوذ بك من الكرب و البلا.
- روايت در كتاب كمال الدين و تمام النعمه كه مي گويد: اگر اولیاء در همه احوالشان غالب و قاهر بودند و به بلا و امتحان نمی افتادند مردم آنها را خدایی دیگر می گرفتند وصبرشان شناخته نمی شد، خدا آنها را به شکر یا صبر انداخت تا متواضع بمانند و بندگان بدانند که خداست که خالقشان و مدبرشان است و از حدشان تجاوز نکرده و برایشان ادعای ربوبیت نکنند (کمال الدین، توقیعات قائم عجّل الله فرجه، حدیث 38). اين روايت نشانه حماسه است يا مظلوميت؟
به نظر من با نگاه توحيدي مي توان خود را بنده خدا و تسليم در چنبره قضاي او يافت. اما در نگاه ي با غلبه حس حماسي بندگي خدا از اوج به پايين مي افتد و با اين ديد نمي توان گفت كه كشتي امام حسين سريع ترين كشتي است.
در اين باره به مطالب ديگر من در وبلاگم مي توانيد مراجعه كنيد: همه ما حسين هستيم - نظريه اي درباره ماجراي كربلا - تراژدي - شهادت
سلام!