خداودیگرهیچ: تراژدی
کربلا نوعی تراژدی است. کربلا کرب و بلاست. کسی دقیقاً نمی داند چرا حسین علیه السلام شهید شد.خون اگر ستمِ شمشیر را رسوا کرد اما آن را نشکست. او باید شهید می شد. امام به دست خود به هلاکت نیفتاد. او اگر می توانست حج را نیمه تمام نمی گذاشت و مدینه را ترک نمی کرد و اگر دعوت نمی شد قصد کوفه نمی کرد. او تمام تلاشش را کرد تا در توقفگاه کربلا به راهی غیر از مبدا و مقصد برود. اما نتوانست و نگذاشتند. حسین علیه السلام در کربلا ماندگار شد چون باید می ماند و کشته می شد. امام در مورد علت رفتنشان به کربلا به هر کسی مطابق عقلش چیزی گفت ولی علت اصلیش معلوم نشد: امام حسین به خداوند گفت من می خواهم قربان شما شوم!. خدا خواست تا اورا کشته ببیند. در حدیث آمده است که اگر اولیاء در همه احوالشان غالب و قاهر بودند و به بلا و امتحان نمی افتادند مردم آنها را خدایی دیگر می گرفتند وصبرشان شناخته نمی شد، خدا آنها را به شکر یا صبر انداخت تا متواضع بمانند و بندگان بدانند که خداست که خالقشان و مدبرشان است و از حدشان تجاوز نکرده و برایشان ادعای ربوبیت نکنند. خدا حسینِ دردانه اش را قربانی کرد تا مردمان بگریند و بدانند فقط اوست که رنج نمی بیند. مصیبت حسین علیه السلام در عین حال که سلام و لعن بسیار دارد، حمد و شکر هم دارد چون مصیبت اصابت تیر های خداست و شاید چون آبرومندی را در مصیبت ها می شود کسب کرد و با حسین علیه السلام است که می شود در دنیا و آخرت نزد خدا وجیه شد.
قربانی شدن امام حسین خواسته خدا بود. کربلا از این جهت مصیبت است که عبارتست ازاصابت و برخوردی ناگزیر توسط قدرتی بالاتر. این نوع اتفاق را بشر در جهان با نام تراژدی می شناسد.
«رستم و سهراب» همدیگر را نمی شناختند و هیچ کدام در پسرکشی مقصر نبودند هیچ کدام نمی توانستند پهلوانی نکند و برای کشورش نجنگند و رستم نمی خواست دشمن که سهراب لباسش را پوشیده بود نام واقعی اش را بداند. دیگران هم نگذاشتند تا رستم و سهراب همدیگر را بشناسند و جنگ زودتر از موعد به پایان برسد.
در تراژدی ایلیاد دختر یونانی ازدواج اجباری را نمی خواست و بدون آگاهی از عواقب کارش به تروایی ها پناه برد، آگاممنون (شوهر دختر فرار کرده) باید از حیثیتش دفاع می کرد و تروایی ها حاضر نبودند با تسلیم کردن دختری که ناخواسته صاحبش شده اند اعلام شکست کنند و اینگونه جنگ خونین تروا شروع شد! شاهزاده تروایی نتوانست به خاطر نجات برادر کوچکش ناجوانمردانه آگاممنون را نکشد و آشیل نتوانست خشمش را از کشته شدن اشتباهی پسرعموی عزیزش مهار کند و دست به کشتن شاهزاده تروایی نزند و در ادامه نقشه به آتش کشیدن تروا را نکشد تا کار به جایی برسد که پاشنه آشیل در تروا تیر بخورد!
قربانی شدن امام حسین خواسته خدا بود. کربلا از این جهت مصیبت است که عبارتست ازاصابت و برخوردی ناگزیر توسط قدرتی بالاتر. این نوع اتفاق را بشر در جهان با نام تراژدی می شناسد.
«رستم و سهراب» همدیگر را نمی شناختند و هیچ کدام در پسرکشی مقصر نبودند هیچ کدام نمی توانستند پهلوانی نکند و برای کشورش نجنگند و رستم نمی خواست دشمن که سهراب لباسش را پوشیده بود نام واقعی اش را بداند. دیگران هم نگذاشتند تا رستم و سهراب همدیگر را بشناسند و جنگ زودتر از موعد به پایان برسد.
در تراژدی ایلیاد دختر یونانی ازدواج اجباری را نمی خواست و بدون آگاهی از عواقب کارش به تروایی ها پناه برد، آگاممنون (شوهر دختر فرار کرده) باید از حیثیتش دفاع می کرد و تروایی ها حاضر نبودند با تسلیم کردن دختری که ناخواسته صاحبش شده اند اعلام شکست کنند و اینگونه جنگ خونین تروا شروع شد! شاهزاده تروایی نتوانست به خاطر نجات برادر کوچکش ناجوانمردانه آگاممنون را نکشد و آشیل نتوانست خشمش را از کشته شدن اشتباهی پسرعموی عزیزش مهار کند و دست به کشتن شاهزاده تروایی نزند و در ادامه نقشه به آتش کشیدن تروا را نکشد تا کار به جایی برسد که پاشنه آشیل در تروا تیر بخورد!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۸۷ ساعت توسط رضاکریمی r1001.blogfa.com
|
سلام!