دنياي مجازي با ما چه مي كند؟
در عصر مدرن انسانها پادرهوا شده اند و از آسمان بریده اند و در زمین هم نمانده اند. ، «تن» فراموش شده و اینگونه است که دنیای مجازی کم کم ما رافراگرفته است. 
تکنولوژی اطلاعات در خطی افتاده که تن را از ما می گیرد. ما به تصاویر تبدیل می شویم و با تصاویر سر و کار پیدا می کنیم. جهان علم و تکنیک چندان انتزاعی می شود که تن را در عین تن پروری فراموش می کند. این فراموشی در تکنولوژی اطلاعات صورت صریح پیدا می کند. شاید ذم این جدایی عجیب بنماید. اما فراموش نکنیم که در اسلام دنیا و آخرت ، جسم و روح ، آسمان و زمین، ظاهر و باطن با هم در نظر گرفته می شوند. دکتر داوری اردکانی می گوید: «وقتی خودآگاهی بصورت جهان اطلاعات مجازی در می آید آدمی از وجود و تن خود و از زندگی طبیعی رها می شود و یکسره به عالم وهم و مجاز می پیوندد. اگر فرهنگ فضایی است که بشر در آن می تواند با آسمان و زمین پیوند و ارتباط داشته باشد در عالم مجازی اثر فرهنگ کم و کمتر می شود یا فرهنگی مناسب جهان مجازی قوام می یابد. با پدید آمدن این فرهنگ نسبتی که تاکنون میان تفکر و فرهنگ و معاش وجود داشت معکوس می شود. از این پس فرهنگ و تفکر تابع عادات زیستن در عالم مجازی است».
تلویزیون و اینترنت دو شاخص اصلی دنیای مجازی هستند. در عصر مدرن با تلویزیون فضای زندگی مصنوعی شده است و فهم بشر محدود و سطحی گردیده و شرایط برای تبلیغات و تسلط دیکتاتوروار اقلیت بر مردم به وجود آمده است ( به کتاب کندوکاوی در ماهيت تلويزيون از انتشارات صبح مراجعه نمایید). اینترنت هم همین طور است در فضای سایبروقتی بدن ازمیان برود ربط ، مهارت ، واقعیت ومعنا هم از میان می رود. تمام روشهای جست وجوی وب چون مبتنی بر بدن داشتن و در نتیجه فهم مشترک بشری نبوده اند، در شبیه سازی درک مبتنی بر بدن بشر از معنا وارتباط شکست خورده اند (به کتاب اينترنت، نشر ساقی، مراجعه نمایید).
مهم است بدانیم که یهود هم در همین راستاست. یهودیان در تاریخ قومی پولکی بوده اند، اکنون در عصر مدرن سرمایه داری با مردم چه کرده است؟ یهودیان به وسیله پول و اسناد اعتباری و بورس فضای تجارت را انتزاعی کرده اند (به کتاب يهوديان و حيات اقتصادي مدرن مدرن مراجعه نمایید). اساساً پدیده «پول» انسان را به سمت انتزاعیات می کشاند چراکه یک وسیله مابازای بسیاری چیزها می شود و اکنون قرنهاست که بعد از مبادله کالا به کالا مردم امور کیفی را با کمیت می سنجند. و هر روز بر دایره این امور کیفی افزوده می شود تا جایی که آثار معنوی و فکری و هم ارزش گذاری می شوند و ... . شاید جمله «با پول همه کار می توان کرد» در صورتی درست است که بدانیم پول همه چیز را انتزاعی می کند یعنی آن را از ماهیت اصلی جدا می کند و در نتیجه می تواند با محصول جدید کاری کند که قبلاً امکان پذیر نبود!
سلام!