معرفی کتاب: On the internt
On the internt ، نوشته هیوبرت ال دریفوس، نشر ساقی، 1383
دریفوس نگاهی متفکرانه به اینترنت دارد و کتاب کوتاهش را با استفاده از متفکران بزرگی مثل نیچه و کیرکگارد و مرلوپونتی نوشته است. شاید به همین دلیل است که فهم متن کمی سخت است و نیاز به دقت بیشتری دارد.
اصل مطلب این کتاب در مورد اهمیت جسم و جسد و بدن در زندگی است که با وب حذف شده است. این مسئله ای مهم است که متفکران در قرن بیستم تحت عنوان اهمیت تن بسیار به آن پرداخته اند. دکتر رضا داوری اردکانی گفتاری آموزنده در معرفی این مبحث دارند که در وبلاگ خواهد آمد.
نمی دانم درج مطلبی منتقدانه از دنیای وب در یک وبلاگ را چگونه باید توضیح بدهم! همینقدر باید بگویم برای من اینترنت در درجه چندم اهمیت از نظر ارتباط و تبلیغ حقیقت است!
به گفته شیفتگان اینترنت، در فضای وب از محدودیتهای بدن (از ربخت افتادگی افسردگی، بیماری ومرگ، پیری ) خلاص می شویم . ترک کردن جسم افلاطون وسقراط که جسم را مدفن روح می دانستند خوشحال می کند، نظریه افلاطونی نیچه که مورد استقبال اکستروپین هاست، بزرگترین فایده اینترنت را به پاشنه آشیل آن تبدیل می کند (ص10-7).
می خواهم نشان دهم در فضای سایبروقتی بدن ازمیان برود ربط ، مهارت ، واقعیت ومعنا هم از میان می رود (ص10).
در فضای وب لینک ها دلبخواهی هستند و هر جزئی در هر سطحی به هم وصل می شوند وهیچ کدام از اطلاعات مقدم بر دیگری نیستند. ساختار اطلاعات از ساختاری معنا شناسانه به ساختاری صوری- نحوی تغییر کرده است که معنا در آن نقشی ندارد(ص19-16).
تفاوت فرهنگ قدیم کتابخانه ای با فرهنگ هایپرلینک ها : در فرهنگ کتابخانه ای طبقه بندی پایدار، هرمی و واضح است ولی در هایپرلینک ها منعطف، یک سطحی و در هم. در فرهنگ کتابخانه ای کیفیت، صحت و حذف قدیمی ها مهم است اما در هایپرلینک ها کلیت ، در دسترس بودن و نگه داشتن همه چیز مورد نظر است (ص19).
تمام روشهای جست وجوی وب چون مبتنی بر بدن داشتن و در نتیجه فهم مشترک بشری نبوده اند، در شبیه سازی درک مبتنی بر بدن بشر از معنا وارتباط شکست خورده اند (ص34).
بازیافت (وجست وجوی) داده با بازیافت اطلاعات فرق می کند. پیدا کردن مستقیم یک داده که کاملاً مرتبط با تقاضا ودارای دقت است برای موتورهای جست وجو راحت است اما پیدا کردن یک مفهوم غیر مستقیم و دارای ربط احتمالی با تقاضا که باید قابل استفاده باشد مشکل وگاهی ناممکن است(ص23-21).
با شاگردی کردن و تقلید از استاد قابلیت هایی آموخته می شود که برایشن قانونی وجود ندارد (ص58). حامیان آموزش از راه دور باید بدانند که فقط بشر متجسد، درگیر و احساسی می تواند ماهر و متخصص شود (ص62).
در آموزش از راه دور چه چیزی از دست خواهد رفت؟حس درک موقعیت و زمینه (ص82).
شاگرد از راه دور با گرایش به تمرکز بر آنچه مهم است یاد نمی گیرد چگونه به کل موقعیت کلاس جواب دهد (ص83).
دکارت می گفت به دنیای خارج از خود دسترسی مستقیم نداریم ولی موریس مرلوپونتی گفت جسم خودش را با دنیایی که می بیند تطبیق می دهد. وقتی به چیزی تگاه می کنیم بی آنکه بدانیم فاصله ای را انتخاب می کنیم که بهترین وضوح راهم از اجزاء و هم از کل جسم داریم (ص74-72).
کیر کگارد افشا کرد که مطبوعات حامی «عامه» شده اند و تفکر بی طرف و همه چیز را یکسان کردن کار را به جایی رسانده که اهمیت ندارد کسی برای چیزی بمیرد. نیچه نام این وضع مدرن را نیهیلیسم گذاشت (ص94-93).
یورگن هابرماس در کتاب «تغییر ساختاری ساحت عمومی » می گوید : در مطبوعات و کافه ها گفتمان سیاسی متولد شد که خارج از قدرت سیاسی بود و سیاست را وارد بحثهای مردم کرد و تبادل نظر آزاد و بدون جانب داری مشخصه جامعه باز شد (ص95).
در ساحت عمومی جدید همه می توانند بی نیاز به هیچ تجربه دست اول و بدون داشتن یا خواستن مسئولیتی اظهار نظر کنند. کیرکگارد می گوید «عامه تمام پیوستگی و انسجام فردیت را از بین می برد و بحث و تصمیم عقل عامه بدون این است که هیچ وقت کاری بکنند». این گونه شاید به ورطه تفکری بی انتها بیفتیم. تفکر با هر پرتو جدید راه فرای باز می گذارد و شخص هیچ گاه دست به عمل نمی زند. (ص98-97).
وب گردها راجع به همه چیز کنجکاوند و از گستره وسیع امکانات لذت می برند. در اینجا تنها تفاوت سایت ها جالب یا کسل کننده بودن است (ص103).
تفکر منتزع زمانه معاصر، تغییر پذیری (واز نو ساختن هویت برای خود!) و زادی بی حد وحصر شخص را از آسیب پذیری دور می کنند اما به ادعای کیرکگارد آن ها تمام تفاوت های کیفی را هم سطح می کنند و
به ناامیدی بی معنایی می انجامند. او به تعهد بی قید وشرط با احتمال خطر و هویت استواری که پدید می آورد معتقد است (ص115).
سلام!