ولايت فقيه در چند جمله

درباره مرجعيت و حجيت فقيه چند روایت اساسی داریم

  • پيامبر (ص): اللهم ارحم خلفايي،‌قيل يا رسول الله و من خلفائك؟ قال الذين يأتون من بعدي و يروون عني حديثي و سنتي (وسائل الشيعه، ج18، ص65): خدایا بر خلفایم رحمت آور، گفته شد خلفایت کیستند؟ گفت آنها که بعد از من می آیند و حدیثم و سنتم را از من روایت می کنند
  • امام زمان (عج): و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيعا الي رواه حديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجه الله عليهم (وسائل الشيعه، ج18، ص101): در حوادث واقعه به راویان حدیث ما رجوع کنید که انها بر شما حجت هستند و من بر آنها حجتم
  • امام صادق عليه السلام: ينظران من كان منكم ممن قد روي حديثنا و نظر في حلالنا و حرامنا و عرف احكامنا فليرضوا به حكماً فاني قد جعلته عليكم حاكماً (وسائل الشيعه، ج18، ص99): در اختلافات دو طرف بنگرند چه کسی از شما حدیث ما را روایت می کند و در حلال ما و حرام ما نظر می کند و احکام ما را می شناسد، پس یه حکمیت او رضایت بدهید که من او را بر شما حاکم قرار دادم
  • امام حسن عسكري: و اما من كان الفقهاء صائناً لنفسه حافظاً لدينه مخالفاً لهواه مطيعاً لامر مولاه، فللعوام ان يقلدوه و ذلك لايكون الا بعض فقهاء الشيعه لا كلهم (وسائل الشيعه، ج18، ص94): هر کس از فقها نگهدار نفس خود بود و حافظ دینش و مخالف هوای نفس خود و مطیع امر مولایش بود ، بر عوام است که از او تقلید کنند و این نیست جز در برخی فقهای شیعه نه در همه آنها.

نتايج اين روايات به شرح ذيل هستند:

  1. فقيه يعني راوي حديث و سنت و كسي كه سخن مولاي خود را بشناسد و بگويد. پس کسی که مثلا در علوم روز مهارت دارد لزوما فقیه نیست.
  2. فقيه مرجع، حجت و حاكم است رابطه يك رجوع كننده با فقيه عين رابطه معصوم است چون فقيه نائب معصوم است.  
  3. دايره مرجعيت فقيه در حد روايت و سنت پيامبر و ائمه است و اجتهاد شخصي او حجيت ندارد مگر آنكه اين اجتهاد با استنطاق از سنت صورت گرفته باشد و بتوان آن را به پيامبر و ائمه نسبت داد. پس سلایق شخصی فقیه ربطی به ولایت او ندارد.
  4. روش شناختن فقيه مرجع، نظر به مقدار اطاعت پذيري او از مولايش و روايتگري و معرفت او به دين است.
  5. عوام مقلد فقيه هستند نه فقط موكل يا شاگرد و پرسشگر. چرا كه فقيه حجت و حاكم است.
  6. مردم بايد رابطه اي قلبي با فقيه برقرار كنند چون او حاكمي الهي  و نايب معصوم است پس بايد به حكميت او رضايت بدهند و در قلبشان مخالفتي نبينند.
  7. نيابت امام لزوماً از آن يك فقيه نيست چون نقل روايت در انحصار يك نفر قرارداده نشده است اما در اختلاف آراء  يك فصل الخطاب لازم است كه بر ديگر فقهاء حجيت و حاكميت داشته باشد.