من سیاست را با این بیت حافظ می فهمم: رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار / کار ملک است آنچه تدبیر و تأمل بایدش. سیاست  یعنی تدبیر و تأمل. و سیاست زدگی یعنی تدبیر و تأمل بدون عالم سوزی. البته معنی عالم سوزی بی التفاتی به عالم نیست. بلکه آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست/ عالمی دیگر بباید ساخت و زنو آدمی. بر این مبنا به نظرم ویژگی های ادمهای سیاسی موارد زیر باشند که اگر این آدمها در این ویژگی ها خلاصه شوند باید آنها را «سیاست زده » نامید.

سیاسیون  کسانی هستند که:

- با این جمله که «تدبیر مغلوب تقدیر است» مأنوس نیستند.

- دائم درگیر سودو زیان هستند و این جمله که «طمع کنندگان به بهشت تاجرند و ترسندگان از جهنم برده » را نمی فهمند.

- به مراکز قدرت  و اصحاب قدرت توجه دارند تا جریان های بستر جامعه.

- در فکر راه اندازی پروژه ها هستند تا در کشف پروسه ها

- زیاد حرف می زنند و کمتر خلوت می کنند

- اخبار روز  و آخرین حرکات آدمها برایشان مهمترین خبرهاست

- شهرت و تبلیغات برایشان اساسی است

- محتاط و بدبین هستند و نمی توانند بنا را بر خوش بینی بگذارند

- بسیاری اصول و حقایق آفرینش را تفسیر مجازی و استعاره ای می کنند