شعری عاشقانه
شعر زیر تصویری از گفت و گوی یک عاشق و معشوق است که مقام عشقبازی و چگونگی گذر از تمام هستی برای معشوق را توصیف می کند. حدس می زنید این شعر از کی باشد؟
عشقبازي كار هر شيّاد نيست/ اين شكارِ دام هر صيّاد نيست
عشق از معشوقه اوّل سر زند/تا به عاشق جلوۀ ديگر كند
تا به حدّي بگذرد هستي ازو / سر زند صد شورش و مستي ازو
طالب اين مُدّعَي خواهي اگر / بر حسين و كربلايش كن نظر
روز عاشورا شه دنياي عشق / كرد رو به جانب سلطان عشق
بارالها اين سرم اين پيكرم/ اين علمدار رشيد اين أكبرم
اين سُكينه اين رقيّه اين رباب / اين تنِ عريان ميان آفتاب
اين من و اين ذكر يا رب يا ربم/ اين من و اين نالههاي زينبم
پس خطاب آمد زحقّ كايشاهعشق / اي حسين اي يكّهتاز راه عشق
گر تو بر ما عاشقي اي محترم/پرده برچين من ز تو عاشقترم
هرچه از دست دادهاي در راه ما/مرحبا صد مرحبا خود هم بيا
خود بيا كه ميكشم من ناز تو/ عرش و فرشم جمله پا انداز تو
خود بيا كه من خريدار توام/ مشتري بر جنس بازار توام
ليك خود تنها ميا در بزم يار/خود بيا و اصغرت را هم بيار
خوش بود در بزم ياران بلبلي/ خاصه در منقار او باشد گلي
خود تو بلبل، گل عليّ أصغرت/ زودتر بشتاب سوي داورت
شعری از ناصر الدین شاه قاجار / منبع : الله شناسی، علامه حسینی تهرانی، ج اول، ص127
سلام!