یک تحقیق دانشگاهی: الله یعنی حیرت
در مفردات راغب (ماده اله) براي ريشه كلمه الله چهار قول ذكر شده است:
- از «اله» گرفته شده به معني معبود. چون خدا معبود است.
- از «أله» گرفته شده است به معني تحير؛ چون خلق در ذات خدا دچار تحير مي شوند.
- از «ولاه» گرفته شده به معني شيدايي؛ چون مخلوقات شيدا و مجذوب الله مي شوند
- از «لاه» گرفته شده به معني پوشيده؛ چون چشمان خلق او را نمي بيند
البته اين ذكر اقوال مختلف رسم معمول راغب است و بلكه رسم بسياري علماي لغت . و غالباً خواننده در احتمالات مختلف درمانده مي شود. اما در نزد اهل بيت كه به سرچشمه علم و حكمت متصل هستند سرگرداني معنا ندارد. آنها با گفتن ذكر الله آرامش مي يبابند نه اينكه با سرگرداني در احتمالات دچار دغدغه هاي ذهني شوند. در نزد اهل بيت معناي الله در قول دوم به طور مكرر تبيين شده است و بلكه برخي اقوال ديگر از قول دوم نتيجه گرفته شده اند و اين نشان مي دهد كه لغت شناس بين معناي لغت و نتيجه معناي لغت خلط كرده است.
اولاً امام علي عليه السلام مي فرمايد: الله معناه المعبود الذي يأله فيه الخلق و يؤله اليه، وهوالمستور عن درك الابصار، المحجوب عن الاوهام و الخطرات. چون الله يعني معبودي كه خلق در آن و به سوي آن واله وحيرانند پس او از درك ابصار مستور است و از اوهام و افكار محجوب. به عبارت ديگر امام باقر عليه السلام مي فرمايد: الله معناه المعبودالذي أله الخلق عن درك ماهيته و الاحاطه بكيفياته؛ الله يعني معبودي كه خلق از درك ماهيت آن و احاطه به كيفيتش حيرانند.
ثانياً از اسم الله كه منتج به واله بودن و بعد محجوب شدن از افكار مي شود، وظيفه مخلوق مشخص مي شود و آن: عبادت او است: عبدالله بودن. به بيان امام رضا عليه السلام: در تسميه الله اقرار به ربوبيت او و توحيد او مقرر است.
ثالثاً پس اين اسم ويژه خداست و مخلوق به آن ناميده نمي شود: الله اسم من اسماءالله و هوالاسم الذي لاينبغي ان يسمّي به غيرالله و لم يتسمّ به مخلوق.
(همه اين 3 نكته در روايات اشاره شده اند:منتخب ميزان الحكمه، باب71).
رابعاً وقت حيراني وقت حاجت و نياز است. امام عسكري عليه السلام مي فرمايد: الله هوالذي يتأله اليه عندالحوائج و الشدائد كل مخلوق عند انقطاع الرجاء من كل من دونه. الله كسي است كه هر مخلوقي در حوائج و شدايد به سويش متأله مي شود؛ وقتي كه از هر آنچه كه غير اوست منقطع شد و هر آنچه از اسباب ماسواي اوست قطع گرديد.
خامساً خدا در وقت حيراني شناخته مي شود. امام صادق عليه السلام اين وضعيت را تفسير نموده است: اي بنده الله آيا سوار كشتي شده اي كه بشكند و نه كشتي ديگري باشد و نه شنا كردن چاره باشد؟ در آن وقت قلبت به چيزي در ميان چيزها تعلق پيدا كرده كه قادر باشد تو را از اين ورطه خلاص كند؟ آن همان الله است؛ قادر بر نجات دادن وقتي منجي اي نيست و بر فريادرسي تو وقتي كه فريادرسي نيست.
(نكات 4 و 5هم در روايات آمده اند:ميزان الحكمه، ج3، باب 1083)
پس همانطور كه ائمه معصومين در معناي الله گفته اند الله از أله به معناي حيراني است. در تفكر توحيدي اولين مواجهه مخلوق با خالق در حيرت است و بعد از آن است كه مي فهمد 1. نمي تواند به الله احاطه پيدا كند 2. به او نياز دارد 3. اساسا با حيرت و در حيرت است كه او را مي شناسد 4. خلاصه اينكه با حيرت است كه الله را معبود خود مي داند.
سلام!