امروزه در رسانه ها به حاشیه ها زیاد پرداخته می شود و فروع فدای اصول می گردند. در رسانه ها رسماً بخش هایی هست که حاشیه  سازی می کنند حتی در یکی از شبکه های رسانه ملی بخشی هست به نام دوربین خبرساز! در شرایطی که گفته می شود هر خبری نباید پخش شود، دیگر چرا خبرسازی؟ چرا خبر (بخوانید حاشیه) اینقدر مهم شده است؟ در اسلام تجسس ممنوع است و سوء ظن و تهمت گناه است و حاشیه سازی به این بداخلاقی ها دامن می زند. هم اکنون به نام «اصلاح» در بخش های ویژه افشاگری می کنند اما همچنان  مشکل بداخلاقی در سیاست ، ورزش و جامعه برقرار  است. این اخبار حاشیه ای بر التهاب اضافه می کند.

پرداختن به حاشیه ها با اصل «بخشش» در تضاداست. ما دیگران را می بخشیم چون وجود آدمها مهمتر از اعمال آنهاست. گاهی افراد در خشم، شهوت، حرص و حسد دست به اعمالی می زنند اما نباید به خاطر خطاهایشان در مقابل افراد غیرمرتبط افشاگری کنیم مگر اینکه آنها از ارتکاب عمل فراتر رفته و عمل بد خود را دوست داشته باشند که البته حساب چنین افرادی جداست.

حافظ مي گويد:

به پير ميکده گفتم که چيست راه نجات/ بخواست جام مي وگفت راز پوشيدن

اما در بعضي نسخه ها اينگونه آمده است:

به پير ميکده گفتم که چيست راه نجات/ بخواست جام مي وگفت عيب پوشيدن

راز چيست که مي تواند با عيب متناسب شود؟

 راز را می توان اینگونه تعریف کرد: آنچه که به پختگي و وضوح نرسيده و زمينه و ظرفيت و مقبوليت آن آماده نشده است(چه براي خودمان وچه براي ديگران!) نام دارد. گاهي ديگران آنچه در ما وجود دارد را نمي توانند تحليل کنند گاهي خود ما هم نمي توانيم آن را واضح بيان کنيم . هر چيزي ريشه اي دارد واگر چيزها را بکنيم و از مادرشان جدا کنيم آنگاه خوب و بد با هم مشتبه مي شوند.

عکس ها و فيلم ها قطعه اي از زندگي را برمي دارند و نمي گذارند حوادث را در کليتشان بفهميم وتحليل کنيم.  عکاسي و فيلم برداري نوعي جزئي نگري را ترويج مي کنند. وقتي با يک تصوير روبرو مي شويم آنچه خواسته اند وتدوين کرده اند را وارد خود مي کنیم وديگر خبري از قبل و بعد حوادث نيست. عمل«شکارلحظه ها»  ضبط حرکاتي است که وقتي پشت سر هم مي آيند و مي روند طبيعي اند اما وقتي از زمين خود کنده مي شوند «جالب!» مي شوند. براي همين ما مقابل دوربين ها ژست و قيافه مي گيريم تا مبادا آنچه مردم هميشه از ما مي بينند را این بار توسط دوربين ببينند!