عيسي ، روح الله ، از ماديات پاك بود. او كلمه الله (آل عمران/45) بود برخلاف موسي كه كليم الله بود ومخاطب خدا نه روح او. خداوند با موسي بسيار سخن گفت (نساء/164) و همين سبب شد تا يهود ديني پر از قانون و دستور العمل شود. تورات به معناي قانون است و انجيل به معناي بشارت. عيسي آمد تا مصدّق تورات و مبشّر احمد باشد (صف/6). او انساني مجرد از فعاليتهاي اجتماعي و از ساكنين عالم وحدت بود و در اجتماع بني اسرائيل و روم عمري كوتاه داشت و خداوند او را بالا برد تا تصديق كننده موعود آخرالزمان باشد. روايت رنج مسيح تحريف تاريخ و قلب شخصيت بشارت دهنده عيسي است: كسي كه از كثرات و رفت آمدهاي دنيا پاك است رنجي نمي برد بلكه اين موسي است كه از حوادث متنوع زندگي و بهانه هاي بني اسرائيل رنج ها و آزارهاي فراوان ديد! (صف/5، احزاب/69) روايت مصلوب شدن عيسي روايتي يهودي از مسيحيت است (نساء/157) كه بر اساس يك رويداد غير يقيني (نساء/158) شايع شد. مسيح در كهولت هم با مردم سخن مي گويد (آل عمران/46). به اتفاق، همه معتقدند كه تا به حال زمان كهولت نيامده است و طبيعي است كه با مسيح مقتول و مصلوب هرگز نمي آيد! در حالي كه خداوند مقرر داشته است كه: هيچ يك از اهل كتاب نيست كه قبل از مرگ او (مسيح) قطعاً به او ايمان مي آورد. با مصلوب دانستن مسيح امكان صلح بين اهل كتاب و مسلمانان در آخرالزمان ( زمان كهولت مسيح) منتفي است. دو هزار سال است كه مسيحيت بشارت دهنده در لواي مسيحيت يهودي! پوشيده شده است و اناجيل چهارگانه انجيل برنابا (كه بشارت احمد را بيان كرده است) را به گمنامي كشانده اند.زندگي حضرت عيسي روح الله روحاني و شاعرانه است و داستاني خطي براي روايت كردن ندارد، مثل يك غزل: ابيات غزول وار بشارت منجي (كه بانام عيسي بشير احمد و نام عيسي روح الله هم به روي پرده سينما رفته است) روايتي هوشمندانه از نادر طالب زاده است كه گرچه داستان ندارد اما بيش از همه آثار سينمايي ساخته شده، ماهيت واقعي و غير يهودي مسيح (بشارت دهندگي) را براساس انجيل برنابا و قرآن به تصوير مي كشد.