خداوديگرهيچ: چه بخوانيم؟
ما همه قرآن و روایات را می شناسیم و به اهمیت آنها واقفیم. پس چرا مشکل سیر
مطالعاتی دا ریم؟ رایجترین توجیهی که بیان می شود این است که : به ما گفته اند بدون استاد و مفسر ممکن است به جای هدایت شدن گمراه شویم ... متن قرآن و روایات کاملاً واضح نیستند ... خود قرآن هم گقته که پیروی از متشابهات انسان را در فتنه می اندازد. همه اینها درست است و درجای خود باید به طور اساسی مطرح شوند. اما بدانید همانطور که ارتباط مستقیم با خدا مجاز است ارتباط مستقیم با کتاب خدا هم مجاز است بلکه توصیه شده و بلکه تکلیف است: چرا در قرآن تدبر نمی کنید مگر بر قلبهایتان قفل زده شده است؟ (سوره محمد). مهم این است که تدبر برای اینکه تأویل جویانه و فتنه جویانه نباشد باید از طریق عمل به محکمات انجام شود. محکمات عبارتست از آیاتی که (بنابه ظرفیت مخاطب) معنایی واضح و واحد دارند و قابل عمل کردن هستند. قابلیت عمل یعنی با کاربردی شدن آن آیه اختلاف و تشنج در فرد و در جامعه به وجود نمی آید. بهترین شیوه مطالعه که اسلام مروج آن است نه از جلد تا جلد خواندن بلکه ارتباط با بخشهایی از آن است که انس و دوستی می آورد و معنای آن در حدی روشن شده که به صورت کامل راهی در زندگی ساخته و پرداخته می کند. اگر در قرآن سیر کنیم و آیه ای محکم پیدا نکنیم آن وقت باید درب معرفت آن را بر خود ببندیم اما این از خدای هادی بعید است. پس در پاسخ « چه بخوانیم؟» باید گفت «آنچه تورا می خواند». یعنی دعوتت می کند و با روح تو ارتباط برقرار می کند و در زندگی برایت شاهدی می شود. این حدیث امام معصوم را آویزه گوشمان کنیم که : به آنچه علم دارید عمل کنید خدا علم آنچه نمی دانید به شما ارث می دهد. یا این جمله را هرگز فراموش نکنید که : شکر نعمت نعمتت افزون کند. خدا می گوید قبل از آنکه وحی تمام شود برای نزول قرآن عجله نکن و بگو رب زدنی علما(سوره طه) پس زیاد کردن علم با عجله میسور نیست و تنها راه شکرکردن است. منابع مطالعاتی من مشخص است اما دیگران هرکدام راهی متفاوت پیش روی خود دارند. هرکس نعمتهایی دارد که باید بیابد و پرورش دهد و بعد بین نعمتها هماهنگی و وحدت ایجاد کند تا در نتیجه این اجتماع دیگر نعمتها هم جذب شوند و این همان زیادشدن نام دارد. در این راه اگر کسی کتابهایی نصیبش شد که در خودشناسی (ظرفیت شناسی) کمکش کنند (و معمولاً ما نیازمند چنین «رفیق طریق» هایی هستیم) باید رفاقت با آنها را از دست ندهد هرچند اگر کسی را پیدا نکرد خدا رفیقش می شود.
مطالعاتی دا ریم؟ رایجترین توجیهی که بیان می شود این است که : به ما گفته اند بدون استاد و مفسر ممکن است به جای هدایت شدن گمراه شویم ... متن قرآن و روایات کاملاً واضح نیستند ... خود قرآن هم گقته که پیروی از متشابهات انسان را در فتنه می اندازد. همه اینها درست است و درجای خود باید به طور اساسی مطرح شوند. اما بدانید همانطور که ارتباط مستقیم با خدا مجاز است ارتباط مستقیم با کتاب خدا هم مجاز است بلکه توصیه شده و بلکه تکلیف است: چرا در قرآن تدبر نمی کنید مگر بر قلبهایتان قفل زده شده است؟ (سوره محمد). مهم این است که تدبر برای اینکه تأویل جویانه و فتنه جویانه نباشد باید از طریق عمل به محکمات انجام شود. محکمات عبارتست از آیاتی که (بنابه ظرفیت مخاطب) معنایی واضح و واحد دارند و قابل عمل کردن هستند. قابلیت عمل یعنی با کاربردی شدن آن آیه اختلاف و تشنج در فرد و در جامعه به وجود نمی آید. بهترین شیوه مطالعه که اسلام مروج آن است نه از جلد تا جلد خواندن بلکه ارتباط با بخشهایی از آن است که انس و دوستی می آورد و معنای آن در حدی روشن شده که به صورت کامل راهی در زندگی ساخته و پرداخته می کند. اگر در قرآن سیر کنیم و آیه ای محکم پیدا نکنیم آن وقت باید درب معرفت آن را بر خود ببندیم اما این از خدای هادی بعید است. پس در پاسخ « چه بخوانیم؟» باید گفت «آنچه تورا می خواند». یعنی دعوتت می کند و با روح تو ارتباط برقرار می کند و در زندگی برایت شاهدی می شود. این حدیث امام معصوم را آویزه گوشمان کنیم که : به آنچه علم دارید عمل کنید خدا علم آنچه نمی دانید به شما ارث می دهد. یا این جمله را هرگز فراموش نکنید که : شکر نعمت نعمتت افزون کند. خدا می گوید قبل از آنکه وحی تمام شود برای نزول قرآن عجله نکن و بگو رب زدنی علما(سوره طه) پس زیاد کردن علم با عجله میسور نیست و تنها راه شکرکردن است. منابع مطالعاتی من مشخص است اما دیگران هرکدام راهی متفاوت پیش روی خود دارند. هرکس نعمتهایی دارد که باید بیابد و پرورش دهد و بعد بین نعمتها هماهنگی و وحدت ایجاد کند تا در نتیجه این اجتماع دیگر نعمتها هم جذب شوند و این همان زیادشدن نام دارد. در این راه اگر کسی کتابهایی نصیبش شد که در خودشناسی (ظرفیت شناسی) کمکش کنند (و معمولاً ما نیازمند چنین «رفیق طریق» هایی هستیم) باید رفاقت با آنها را از دست ندهد هرچند اگر کسی را پیدا نکرد خدا رفیقش می شود.
+ نوشته شده در شنبه چهارم مهر ۱۳۸۸ ساعت توسط رضاکریمی r1001.blogfa.com
|
سلام!